Mohsen
دنیا به امید برپاست و انسان به امید زنده
Mohsen
داداشم اومده میگه _ داداشی داری چی کار می کنی؟ _دارم درس می خونم. _ برا چی؟ _ که بتونم برم سر کار _داداشی می خوای چیکاره چی؟ _ مهندس _چه غلطاااا
Mohsen
کجایی سهراب ؟ آب را گل کردند.....چشم ها را بستند و چه با دل کردند...... وای .... سهراب کجایی آخر ؟!! ....زخمها بر دلِ عاشق کردند.....خون به چشمِ شقایق کردند... تو کجایی سهراب ؟ ... که همین نزدیکی عشق را دار زدند... همه جا سایهٔ دیوار زدند ... ای سهراب کجایی که ببینی...حالِ دلِ خوش ...مثقالی است.......دلِ خوش سیری چند ؟ .......صبرکن سهراب ...! ....قایقت جا دارد ...!...
Mohsen
مادرم به من میگه اخه پسر تو کی میخوای ادم شی
....
پدرم سریع در جواب مادرم گفت این ادم بشه پینو کیو تنها میمونه ولش کن چیکارش داری.....
پدر من من نخوام ازم دفاع کنی باید کی و ببینم ها ها
Mohsen
پدرم شده خدای تیکه انداختن به من ....... مادرم میگه محسن یه دختر خوب یا پیدا کن یا پیدا کنم تا سرو سامونت بدم..!!! پدرم از تو اتاقش اومد بیرون گفت:اگه من صد تا دختر کور و کچل داشتم یکیشم به محسن نمیدادم ممنون از این همه پشتیوانیت پدرم الان دارم ذوق مرگ میشم ....... پدره فداکاره داریم
Mohsen
اقا ما یه خواهر زاده داریم ته ده هشتادی.یه روز براش بازی گذاشتم بعد دو بار باختن اومده میگه دایی من گیم آور شدم خودت بازی کن.یعنی اینا اینا بچه ان .ما بچه که بودیم ته تهش با دمپایی کارت را رو میزدیم.کم کم دارم به دهه خودم که هفتاده شک میکنم
Mohsen
خدایا!! طاقت مــرا با طاق آسمانت اشتباه گرفته ای، این پیمانه مدتهاست که پـــر شده...
Mohsen
همیشه خودتو بنداز تا بگیرنت. اگه خودتو بگیری میندازنت
Mohsen
سبز زرد قرمز نمیدانستم کدام سیب را بخرم! میوه فروش پوزخندی زدو گفت: تردید نکن تمام سیب ها تو زردند...!
Mohsen
بعد چند وقت دیدمش...رفتم طرفش...نگاش کردم...نگام کرد...وقتی اسممو از لباش شنیدم دیگه طاقت نیاوردم...دویدم طرفشو محکم بغلش کردم...اونم دستاشو دورم حلقه زد...اما...اما...آه... اما مامانش اومد و گفت ولش کن...گفتم خواهش میکنم ما رو از هم جدا نکنین...من عاشقشم... گفت بیچاره...برا خودت میگم... بذارش زمین ببرم پوشکشو عوض کنم!! و اینچنین بود که من بچه ی خواهرمو همونجا رها کردم!!
Mohsen
یکی از فانتزیام اینه که فوتبالیست تیم ملی بشم .فینال جام جهانی در ضربات پنالتی آخرین پنالتی زن من باشم و با تمام وجود ضربمو بزنم اوج آسمون دستامو بذارم رو سرم و بگم آه.....ای حال میده.....تاریخ ساز میشم