توپک
قلب خانه ای است با دو اتاق خواب در یکی رنج ودر دیگری شادی.
نباید زیاد بلند خندید وگرنه رنج در اتاق دیگری بیدار می شود.
توپک
تست خفن روانشناسی سوالی رو که در پایین متن مشاهده می کنید و یک تست روانشانی csi:crime scene investigation است . متن را با دقت بخوانید تک تک کلمات در جواب نهایی تاثیر دارند: یک زن در مراسم ختم مادر خود ، مردی را می بیند که قبلا او را نمی شناخت. او با خود اندیشید که این مرد بسیار جذاب است. او با خود گفت او همان مرد رویایی من است و در همان جا عاشق او می شود .اما هیچگاه از او تقاضای شماره نمی کند و دیگر آن مرد را نمی بیند. چند روز بعد او خواهر خود را می کشد. به نظر شما انگیزه ی او از قتل خواهر خود چه بوده است ؟ چند دقیقه با خود فکر کنید و پاسخ صحیح: v v v v v v v v v v v v v v v v v v v v v v v v v v v v v v v v v v v v v v v و اما پاسخ : ان زن امید داشت که در مراسم ختم خواهرش شاید ان مرد را دوباره ببنید. اگر توانسته به این سوال پاسخ صحیح بدهید احتمالا شما یک بیمار روانی یا psychopath هستید. یکی از
توپک
هیچ اعتراضی به نبودنت ندارم
هیچ اعتراضی به فریاد هایت ندارم
هیچ اعتراضی به شکستن های پی در پیت
به عاشقانه هایت که میسرودی
به تنهاییم
به بی خیالیت از من
به بی جوابی اشک هایم
به خنده های تو به احساساتم
به درک نکردنم
به سکوت در مقابل التماس هایم
به فرار از در کنار من بودن
به بهانه جویی هایت برای دوری از من
به نیامدنت
رفتنت
ماندنت
به هیچ چیز تو هیچ اعتراضی ندارم
فقط گاهی
لحظه ای
مرا یاد کن
اگر مرا لحظه هایی دریابی برایم کا[!]ت
من هیچ از تو نمیخواهم
توپک
مردی زنی را بوسید ، از او پرسیدند چه نسبتی با او داری ؟
گفت : مادر شوهر این زن با مادرزن من ، دختر و مادرند !
نسبت چیست !؟
هرکسی جواب رو فهمید در قسمت نظرات اعلام کنه
توپک
انسان ها دو دسته اند:آن هایی که بیدارند در تاریکی و آن هایی که خوابند در روشنایی
توپک
شاید هنوز
امیدی به عبور رهگذری غریب از کوچه های متروک باشد
شاید هنوز
امیدی به تابش برقی در چشم های همسایه باشد
شاید هنوز
قاصدکی به سوی دست های من پرواز کند
ببین !!!!!!!
دست هایم هنوز به انتظار آن قاصدک گشوده است
و ....
توپک
صدها دهقان برای باریدن باران دعا می کردند اما غافل از اینکه خداوند در فکر کودکی بود که چکمه هایش سوراخ بود
توپک
●من ايراني نيستم چون وقتي به دنيا آمدم در گوشم اذان عربي خواندند. ●من ايراني نيستم چون وقتي ازدواج کردم به آيين عربها و به زبان عربي ازدواج کردم. ●من ايراني نيستم چون هزار کيلومتر راه را طي ميکنم تا به پابوس امام هشتم شيعيان بروم اما کمي آنسوتر به آرامگاه فردوسي ... اين بزرگ مرد ايراني .... نمي روم. ●من ايراني نيستم چون اعياد فطر و قربان و غدير و مبعث را تبريک مي گويم و شادباش مي شنوم اما نمي دانم جشن سده چه روزيست
توپک
چیزی که زن دارد و مرد را تسخیر می کند ، مهربانی اوست ، نه سیمای زیبایش
توپک
عمر، رودخانه ای ست که هرچه می گذرد، عمیق تر می شود.
وای بر آنکس که شناگری نیاموزد.
توپک
این رو تقدیم می کنم به بابا بزرگم ................لحظه ی تلخ وداع ، یاد تو هست هنوز ؟.... درسرم مطرب غم ،غوغا کرد .... در دلم نوحه ی هجران پیچید ..... بر تنم دشنه تردید درید ؛ جامه ی دلشدگی های مرا .... پشت احساس مرا خنجر زد ، چشم مفتون ، ولی سرد و یخت .... آه از حسرت من !.... آه از این شب من ! .... آه از ایام پر از تنهایی !..... شام یلدای فراق تو ؛ ولی یادت هست؟ آن دم از بام دلم اوج گرفتی به وداع ؟! .... هیچ با من تو نگفتی که چرا ؟..... ؟ دل و دلدادگی ام اندک بود؟.... کم به پای تو نشستم شب وروز ؟.... یا که اندک شده بود عاشقی ام ؟.... یا چو پیچک نتنیدم ، دور آن قامت تو ؟.... قامت عاشقی ات ..... ؟ سال ها می گذرد ..... قرن ها می گذرد .... لیک من .... شام هجران تو را یادم هست ... بوسه ی هجر تو را یادم هست.... چشم پر قهر تو را یادم هست ..... تب و آن لرز دلم یادم هست .... اشک ، سیلاب شد و یادم هست ؛ که چه سان غرق عبور تو شدم و تو بی هیچ غمی .... چون نسیمی گذران ، درگذشتی ز دل و جان و تنم ..... تو بگو !.... یادت هست؟ شام یلدای فراق ؛
توپک
سال ها می گذرد ...
قرن ها می گذرد ....
شام یلدای فراق و هجران ....
یاد تو هست هنوز ؟! ....
توپک
ای آدم کاش آن سیب را نمی خوردی . باور کن معده ات آسیب نمی دید ! سیبی که منجر به هبوط ما از بهشت شود ، ناشتا هم خوب نیست . حضرت پدر بزرگ !! زخم اثنی عشر می گرفتی آن سیب را نمی خوردی ؟!!
توپک
اتل متل یه مورچه قدم می زد تو کوچه اومد یه کفش ولگرد پای اونو لگد کرد مورچه پا شکسته راه نمی ره نشسته با برگی پاشو بسته نمی تونه کار کنه دونه هارو بار کنه تو لونه انبار کنه مورچه جونم تو ماهی عیب نداره سیاهی خوب بشه پات الهی