nila
روز اول که به استاد سپردند مرا../ همه را معرفت آموخت مرا مجنون کرد!!!!!!!!!!!
nila
در حیرانی کلاف خود پیچیده ام../ صدایی نه که ترا بخوانم......!/ سکوتی نه که ز خود بگریزم........؟؟!!
nila
گفتم به عشق نخواهم نشست/ تا به خود امدم..../ خاکسترم را به باد می بردند.....................!!
nila
من به اندازه ی معنای تماشای خدا غمگینم/ و به اندازه ی یک کوه صبور / گاه گاهی دل من می گیرد/ که خیالم تنهاست............!!!
nila
می شمارم با سر انگشت تباهی گاه گاهی روزها را/ می رود این از پی ان بس شتابان/ بوی ماندن می دهم من در پس پشت شتاب گامهایش لیک...............!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!11
nila
بعضی وقتا اون چیزی که می خوایم روبه رو مونه این چشمامونه که ما رو به بیراهه می کشه
nila
رفته ای و من /هرروز به موریانه هایی فکر می کنم / که آهسته و آرام / گوشه های خیالم را می جوند/ تا بی خیال نشده ام برگرد......!!!!!!!!
nila
نمی دانم چقدر باید صبوری کرد/ که از راهی دمی بگذشته باشی/تا مگر گرد غبارت خود بپوشاند /وقیحانه سکوت رفتنت را که /صدای زجه دل را درون سینه می بلعد..........
nila
صدایی نیست تا گوشت / زبانم را پس تنهایی دیوار می جویم/ و من گم کرده ام حجم زبانم را/ ولی بی آنکه باشم می زنم فریاد/ دریغ اما تن مرداب تا اوج گلویم آمده بالا و می گوید: خموشی را جوابی نیست