من زنم و به همان اندازه از هوا سهم میبرم که ریه های مرد، دردآور است که من آزاد نباشم تا او به گناه نیفتد، فرم بدنم بیشتر از افکارم به چشمهایش می آیند تأسف بار است که باید لباسهایم را به میزان ایمان او تنظیم کنم
گول دنیا را مخور......!! ماهیان شهر ما از کوسه ها وحشی ترند بره های این حوالی گرگ ها را میدرند سایه از سایه هراسان در میان کوچه ها زنده ها هم آبروی مردگان را میبرند