دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

نیما
مرد - مجرد
امتیاز: 68.35

دنبال‌شدگان

(10 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(27 کاربر)

گروه‌ها

(33 گروه)

بازدید

نیما
نیما

رفتم مغازه گفتم نوشابه داری؟گفت مشکی دیگه؟گفتم پ...گفت برو گمشو بیرون . گفتم میخواستم بگم پنیر هم میخوام .خجالت کشید گفت:بسته ای ؟گفتم: پـَـــ نــه پـَـــ متری ... بعدش الفرار

نیما
0.888520001330584247_taknaz_ir.jpg نیما

نیما
نیما

با ماشین رفتم کناره یه پیر زن که کلی بار دستشه میگم حاج خانوم جایی میرید برسونمتون…برگشته میگه میخای کمک کنی؟؟؟ نه پـَـَـ میخام مخت و بزنم یه شب رویایی داشته باشیم کناره همدیگه

این ارسال را بازنشر کرده است.
نیما
نیما

پشه نشسته رو پام داره خونمو می خوره , دستم رو بردم بالا بزنمش یهو داداشم میگه اااا می خوای بکشیش؟! پَـــ نَ پـَـَـ خونش رو خورده می خوام بزنم پشتش آروغ بزنه ببرم بخوابونمش !!

این ارسال را بازنشر کرده است.
نیما
نیما

برج مراقبت : باند یک آماده نشستنه,چرخ هاتونو باز کردین؟ خلبان : پَ ن پَ کف بریزین تو باند یخورده لیز بخوریم برج مراقبت : حالا بخندیم کاپیتان؟ خلبان : پَ ن پَ بزن اون لایک قشنگه رو شاد شیم برج مراقبت : کاپیتان توجیح هستین که جون مسافرا دست شماست؟ ... خلبان : پَ ن پَ توجیح نشدم,میشه یه راهنمایی بکنین برج مراقبت : کاپیتان بلاخره میخوای بشینی؟ خلبان : پَ ن پَ میخوام پاشم یه دو رکعت نماز وحشت بخونم!

نیما
نیما

درسته پ نه پ خز شده ولی : تو مهمونی دختره اومده میگه اهل رقصی ؟؟ پـَــــــــ نَ اهل کاشانم روزگارم بد نیست ، تکه نانی دارم...

این ارسال را بازنشر کرده است.
نیما
نیما

تصادف کردم، طرف شاگرد از جلو تا عقب کلا مرخص شده. عکسشو به دوستم نشون دادم. میپرسه: تصادف کردی؟ پـَـــ نــه پـَـــ دادم صافکاری اینجوریش کرده که راحت تر بتونم بپیچم تو کوچه

نیما
نیما

سر کلاس دستمو بلند کردم استاد میگه سوال داری ؟ پَــ نَ پَـــ " های هیتلر

نیما
نیما

شيشه رفته توي دستم، دارم از درد جيغ و داد مي کنم، به رفيقم مي گم: در بيار… مي گه شيشه رو؟ پـَـ نه پَــ! اداي من رو در بيار شاد شيم! …

این ارسال را بازنشر کرده است.
نیما
نیما

با نامزدش رفته طلافروشي حلقه بخره… فروشنده مي گه واسه نامزدي مي خواهيد؟! پـَـ نه پَــ! سر صحنه فيلمبرداري ارباب حلقه ها بوديم، حلقه کم آورديم، اينه که مزاحم شما شديم!

این ارسال را بازنشر کرده است.
نیما
نیما

رفتيم کوه… دارم چوب جمع مي کنم… دوستم مي گه مي خواي با چوبا آتيش درست کني؟ پـَـ نه پَــ! قايقي خواهم ساخت…/خواهم انداخت به آب

نیما
نیما

اسپری سوسک کش زدم به سوسکه، سوسکه افتاده به پشت دست و پا میزنه…دوستم اومده میگه داره جون میده..؟ پـَـَـ نَ پـَـَــــ قیافه تورو دیده از خنده ریسه رفته

این ارسال را بازنشر کرده است.
نیما
(218).jpg نیما

س

نیما
نیما

دارم چایی می خورم داغ بود سوختم ، بابام می پرسه سوختی ؟ میگم پـَـ نـَـ پـَـ رفتم مرحله بعد !

این ارسال را بازنشر کرده است.
نیما
نیما

خریدم ، در باز کن رو دادم به دوستم ، میگه : با این بازش کنم ؟! میگم پَ نه پَ ! روش راست کلیک کن ! اوپن ویت رو بزن ! با اینترنت اکسپلورر بازش کن!