دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

atousa
زن - مجرد
امتیاز: 715.05

دنبال‌شدگان

(46 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(162 کاربر)

گروه‌ها

(5 گروه)

بازدید

atousa
atousa

چراغعلی میره سلمونی موهاشو کوتاه کنه تموم که میشه به سلمونی میگه : قینت درد نکنه! سلمونی میگه : سیچه قینم؟چراغعلی میگه چون خیلی قشنگ ریدی منس

atousa
atousa

جاسم به چراغعلی میگه عمو چراغعلی نبینمت غمگین! چراغعلی میگه حالا که دیدی بیو گیمه بخور!

atousa
atousa

چراغعلی رفت بالای کوه گفت خدایا به مو زینه نیدی…پیل نیدی…هونه نیدی…کار نیدی… یهو از کوه پرت شد پایین داد زد خدایا خو نیدی که نیدی پ سی چه هل ادی؟

atousa
atousa

فرهاد و هوشنگ هر دو بیمار یک آسایشگاه روانى بودند. یکروز همینطور که در کنار استخر قدم مى زدند فرهاد ناگهان خود را به قسمت عمیق استخر انداخت و به زیر آب فرو رفت. هوشنگ فوراً به داخل استخر پرید و خود را در کف استخر به فرهاد رساند و او را از آب بیرون کشید. وقتى دکتر آسایشگاه از این اقدام قهرمانانه هوشنگ آگاه شد، تصمیم گرفت که او را از آسایشگاه مرخص کند. هوشنگ را صدا زد و به او گفت: من یک خبر خوب و یک خبر بد برایت دارم. خبر خوب این است که مى توانى از آسایشگاه بیرون بروى، زیرا با پریدن در استخر و نجات دادن جان یک بیمار دیگر، قابلیت عقلانى خود را براى واکنش نشان دادن به بحرانها نشان دادى و من به این نتیجه رسیدم که این عمل تو نشانه وجود اراده و تصمیم در توست. و اما خبر بد این که بیمارى که تو از غرق شدن نجاتش دادى بلافاصله بعد از این که از استخر بیرون آمد خود را با کمر بند حولة حمامش دار زده است و متاسفانه وقتى که ما خبر شدیم او مرده بود. هوشنگ که به دقت به صحبتهاى دکتر گوش مى کرد گفت: او خودش را دار نزد. من آویزونش کردم تا خشک بشه… حالا من کى مى تونم برم خونه‌مون ؟

atousa
atousa

به غضنقرمي گن دگرگوني يعني چه ؟ مي گه يعني اين گوني نه . يك گوني ديگه

atousa
atousa

غضنقر ميره دستشوئي زنونه ميگيرنش ميگن : مگه کوري نميبيني زنونست؟ ميگه من چکار کنم اينجا نوشته: زنا، نه! اونطرف هم نوشته: مردا، نه

atousa
atousa

God could not be everywhere and therefore he made mothers

atousa
atousa

be salamatiye hameye ahmaghhayii ke mikhan ba copy paste kardan ye copy paste az khodeshoon peyda konan ke likeshoon kone

atousa
hvaghazizam.jpg atousa

to oon topoltareyiii har cheghadram vahshi be nazr biyay@sahab1

atousa
atousa

atousa
atousa

Migan narangi chon poostesh zood kande mishe pishmarge hameye mive hast narangitam @√∂ᗩḓᖇ!η

atousa
selenaazizam.jpg atousa

golhaye behesht sayebanat yek daste setare armaghanat yek bagh por az golahaye narges taghdim be to janam fadayat@sky_21

atousa
atousa

@ salam mahsa age khodety begoo man keli dooshet daram ha

atousa
atousa

atousa
atousa

آقای مدیر : علی چرا دیر اومدی مدرسه ؟ علی : دو نفر سر پولی که گم شده بود دعوا می کردند و من ایستادم به تماشای آنها آقای مدیر : دعوای آنها چه ربطی به تو داشت ؟ علی : پول زیر پای من بود