Neda
گـــر اولیــن تجـــروبــه اش هســتی ، مسوولیـــت عواقبــــ تمامـــ احســاســاتــ و نیـــازهایـــــــے کـهـ در او زنـــده می کنــــــــے با توســـت به خصـــوص بـــعد از آنــ کــه تـــرکــش کردـــے... !!!
Neda
از وقتـــــــے شوخـــے اختـــراع شــد...!!! دیــگــه هیــچــ حرفـــے تـو دل كســـے نمـوند...!!!
Neda
رو بـﮧ روے تـو ایستـآده اَم اَشـک مـے ریـ ـ ـ ـ ـزَم و... مِثـ ـل همیشـﮧ آخَـر حرفَم و حَــــرف آخَـرم رآ بآ بُغــــض میخورم
Neda
یـِک نـَخ سیـ ـگآر وَ کُلـ ـی خـ ـاطـ ـرﮧ اَز تـ ـو اِمـ ـشَب هَمـ ـﮧ رآ... بـِدونِ تـ ـو... دود مـ ـی کُـ ـنم...
Neda
جاےلبــ هایتــ سیگـ ـار مےگذارمــ جاے خودم سیگـ ـار را آتشــ مے زنمـ
Neda
گاه یڪ سنجاقڪ به تو دل مے بندد و تو هر روز سحر مے نشینے لب حوض تا بیاید از راه از خم پیچڪ نیلوفرها روے موهاے سرت بنشیند یا ڪه از قطره آب ڪف دستت بخورد گاه یڪ سنجاقڪ همه معنے یڪ زندگے است...
Neda
نامه ای در جیبم و گلی در مشتم غصه ای دارم با نی لبڪـی سر ڪـوهی گر نیست ته چاهی بدهید تا برای دل خود بنوازم عشق جایش تنگ است!
Neda
"تــو" هـیچــ نـقـطهـ ضـعـفیـ نـداشـتـیـ... "مـن" داشـتـمـــ . عـ ا شـ قـ تــ بـودمــ...
Neda
مُـتـنــفـرَمـ اَز روزایے کـﮧ تَرس از دَستــ دادنش باعِثــ میشـﮧ با هَـمـیـنـ بود و نَبودِش بِسازیو حَرفــِ دلتــ رو قورت بدے
Neda
از یـکـ جـایـی بـه بـعـد دیـگـه... نَـه دَسـتـ و پـا مـی زنـی نَـه دِل دِل میـکـنـی نَـه داد و بـیـداد میـکـنـی نَـه گِـریـه مـیـکـنـی نَـه مُـشـتـتو مـیـکـوبـی بـه دیـوار نَـه... از یـه جـایـی بـه بـعـد فـقـطـ ســکـوت مـیـکـنـی...
Neda
مانند عصر جاهلیت...بعد از رفتنت غصه هایم زنده به گورم کردند...
Neda
این روزا عده ای یه جوری زیرآبی میرن که دلت میخواد بهشون بگی، من نگا ه نمیکنم بیا بالا یه نفسی بکش لااقل خفه نشی!!!
Neda
اینجا زمین است.رسم بعضی آدم هایش عجیب است!اینجا گم که مى شوى...به جاى اینکه دنبالت بگردند فراموشت مى کنند...
Neda
نقابم کو؟؟!اینجا همه نقابی بر چهره دارند...می خواهم همرنگ جماعت شوم...اینجا صداقت تاوان دارد...اینجا بوی یکرنگی نمیدهد..
Neda
روحم میخواهد برود یه 1گوشه بنشیند..پشتش را بكند به دنیا..پاهایش را بغل كندو بلند بلند بگوید:من دیگر بازی نمكنم...