نونا
دل ام کمی دختری میخواهد بی رو سری بی رو بنده دل ام کمی از ته دل خندیدن میخواهد بی خجالت بی نگاه هرزه دل ام کمی باد خوردن به موهایم میخواهد بی ترس بی استرس دل ام کمی دویدن در خیابان میخواهد بی حرف بی حدیث دل ام کمی نشستن کنار یار میخواهد بی نگاه بی تعصب دل ام کمی بوسه میخواهد بی عجله بی ... دل ام فقط کمی دختری میخواهد ...
نونا
دلــــم بالــکنی می خواهـــد رو به شهـــر...
و کمی بـاد خنک و تاریکـــــی ...
یک فنجان بــزرگ قهوه ...
یک جرعه تــو ... یک جرعه من ...
و سـکوتـــی که در آن دو نگـــاه گـــره خـــورده باشـــد ...
بی کلام...
میـــــدانی...!؟
دلــــم یک "من" می خواهــد بـــرای تــو...
و یک "تــو" تـــا ابــــد بــرای من ...
و باز هم 3نقطه های بی پایانِ من...
نونا
می شنوی ؟؟؟ دیگر صدای نفسم نمی آید !!! به دار کشیده مرا " بغض نبودنت "...!
نونا
باعث افتخـار منــه که با خـُرد کردنـم ثابت کردی لقمـه گنــده تـر از دهنــت بـرداشتی ..
نونا
شده به جایی برسید که هیچی شادتون نکنه؟
من اونجام الان......
نونا
ﺩﺭ ﭘـﻴﺶ ﭼـﺸﻢ ﻫـﻤﻪ ... . ﺑــﺮﺍﻱ ﻣـﻦ .. . ﺩﺳــــﺖ ﻧـﻴﺎﻓﺘﻨﻲ ﺑـﻮﺩﻱ ... . ﺣــﺮﻓﻲ ﻧـﻴﺴﺖ ... . ﺍﻣــﺎ ﻻﺍﻗـﻞ ﺑـﻲ ﺍﻧـﺼﺎﻑ ! ... . ﺩﺭ ﭘــﻴﺶ ﭼــﺸﻢ ﻣـﻦ ... . ﺑــﺮﺍﻱ ﻫــﻤﻪ ... . ﺩﻡ ﺩﺳـﺘﻲ ﻧـﺒﺎﺵ ! ...
نونا
مثل تو دوستم دارد اما "تو" نیست
نونا
مشترک ﻣﻮﺭﺩ ﻧﻈﺮ ﻣﻦ ، ﺧﺴﺘﻪ ﺍﻡ ﺍﺯ ﻃﻌﻨﻪ ﻫﺎﯼ ﺁﻥ ﺻﺪﺍﯼ ﺗﮑﺮﺍﺭﯼ ، ﺑﺎﻭﺭ کن ، ﺍﮔﺮ ﺧﻮﺩﺕ ﺑﮕﻮﯾﯽ که “ ﺧﺎﻣﻮﺷﯽ ” ، ﺁﺭﺍﻣﺘﺮ ﺑﺎ ﺧﻮﺩﻡ ﮐﻨﺎﺭ ﻣﯽ ﺁﯾﻢ . . . !!!
نونا
من هرزه نیستم اگر پشت شمشادها ، گذاشتم مرا ببوسی خواستم بدانی آنقدر حس دوست داشتنت قوی بود که از تمام اعتقاداتم گذشتم و تو پشت سرم به همه گفتی : - چقدر هرزه بود ، تنش می خارید . دیگر با هیچ بره ای دوست نخواهم شد ، همه ی بره ها روزی گرگ می شوند
نونا
چهقدر تو را دوست دارم! چهقدر به نفس تو در کنار خودم احتیاج دارم! چهقدر حرف دارم که با تو بگویم! امّا افسوس! همهی حرفهای ما این شده است که تو به من بگویی: «امروز خسته هستی.» یا: «چه عجب که امروز شادی!» و من به تو بگویم: «دیگر کی میتوانم ببینمت؟» و یا تو بگویی: «میخواهم بروم. من که هستم به کارت نمیرسی.» من بگویم: «دیوانهی زنجیری! حالا چند دقیقهی دیگر هم بنشین!» و همین! همین و همین! تمام آن حرفها، شعرها و سرودهایی که در روح من زبانه میکشد تبدیل به همین حرفهاو دیدارهای مضحکی شده که مرا به وحشت میاندازد؛ وحشت از این که رفتهرفته تو از این دیدارها و حرفها و سرانجام از عشقی که محیط خودش را پیدا نمیکند تا پر و بالی بزند، گرفتار نفرت و کسالت و اندوه بشوی.
نونا
عشق مثل بستنی سنتیه,البته چون من هوس کردم,وگرنه قبلا پاستیل بود.
نونا
تاریــخ انقضایــت کــه ســر برســه
از Call تبــدیل میشــوی بــه Missed Call
بهمیــن راحتــی..