melodi
بیهوده در اضطراب ماندیم همه/ در تاب و تب و عذاب ماندیم همه/ این ساعت زنگ خورده هم زنگ نزد/ عشق آمد و رفت و خواب ماندیم همه
melodi
کم زندگی مرا نمایش بدهید/ تابوت برای من سفارش بدهید /باید بروم گور خودم را بکنم/ لطفآ دو سه سطر مرگ را کش بدهید
melodi
دلبرم اندر خیالم خود نمایی میکند /در فراقش ای دل من بینوایی میکند/ او برفت و پشت پا زد بر دل و دنیای من/ کار دل را بین که بهرش بیقراری میکند
melodi
در وطن مثل غریبانم،نمی دانم چرا/ روز و شب سر در گریبانم، نمی دانم چرا/ هر که از روی دل جانم فدایش می کنم/ مثل عقرب می زند نیشم، نمی دانم چرا
melodi
در دفتر شعر من صدا پنهان است/ یک رود پر از ستاره در جریان است/ من در سر خود ابر زیادی دارم /جیب کلمات من پر از باران است
melodi
ترسم آخر زغم عشق تو دیوانه شوم،/ بیخود از خود شوم و راهی میخانه شوم، /آنقدر باده بنوشم که شوم مست و خراب، /نه دگر دوست شناسم نه دگر جام شراب.
melodi
زندگي يعني چکيدن هم چو شمع از گرمي عشق/ زندگي يعني لطافت گم شدن در نرمي عشق/ زندگي يعني دويدن بي امان در وادي عشق/ رفتن و آخر رسيدن بر در آبادي عشق
melodi
رفتم،كه داغ بوسه ي پر حسرت تو را /با اشكهاي ديده ز لب شستشو دهم/ رفتم كه نا تمام بمانم در اين سرود /رفتم كه با ناگفته بخود آبرو دهم
melodi
زندگي با آرزوها روبروست /با تو بودن از برايم آرزوست/ عشق تو همچون افق بي انتهاست/ قلب من خالي زهر رنگ و رياست
melodi
خنده هاي تو قريب/ گريه هاي تو دروغ/ تو چه بودي واسه من/ يه چراغ بي فروغ
melodi
شبي غم با دل من گفتــگو کرد/ مــرا با چشـمهـايت روبــــرو کرد /دلم مي گفت : هرگز عاشقت نيست/ ولي دست دلم را گريه رو کرد
melodi
ساقی پيمانه را لبريز کرد/ باده خود را شرار انگيز کرد/ حالت مستی و مدهوشی خوشست /وز همه عالم فراموشی خوشست
melodi
جای تلقين به بالای سرم دف بزنيد/ شاهدی رقص کند جمله شما کف بزنيد/ هر که شيون کند از دور و برم دور کنيد/ همه را مست و خراب از می انگور کنيد
melodi
من گذشتم زخود وبی خود وتنها گشتم /درسراپرده ی شب محو تماشا گشتم/ آدم ساده دلی بودم و حالم خوش بود/ ناگهان دیدمت و عاشق لیلا گشتم
melodi
ندیدی تو هم شام تنهایی ام /نپرسیدی از راز شیدایی ام/ فقط لاف مهر و وفا می زدی/ نبودی رفیق غم و شادی ام /درین غربت آواره و بی نشان/ شد از خستگی قلب صحرایی ام