melodi
صنما با غم عشق تو چه تدبیر کنم /تا به کی در غم تو ناله شبگیر کنم/ دل دیوانه از ان شد که نصیحت شنود /مگرش هم ز سر زلف تو زنجیر کنم
melodi
هنگام سپیده دم خروس سحری/ دانی که چرا همی کند نوحه گری/ یعنی که نمودند در ایینه صبح/ گز عمر شبی گذشت و تو بی خبری
melodi
گر زکوی او خبر داری بگو/ گر نشانی مختصردانی بگو/ مرگ را دانم ولی تا کوی دوست/ راه اگر نزدیکتر داری بگو
melodi
سحر گه به راهی یکی پیر دیدم/ سوی خاک خم گشته از ناتوانی بگفتم/ چه گم کرده ای اندرین ره/ بگفتا:جوانی جوانی جوانی
melodi
دل و جان را به راه دوست فدا باید کرد /به هوای دل او ترک هوا باید کرد/ یا نباید ز جهان لاف زد از دلبر و عشق/ یا که خود را به راه عشق فنا باید کرد
melodi
چو نی می نالم از داغ جدایی/ دریغا ای نسیم آشنایی /چنان گشتم غبار آلود غربت/ که نشناسم که خود بودم کجایی
melodi
ای آنکه نیــــازی است میان من و تــــــــــــو/ ســـــــوزی و گدازی است میان من و تــــــو/ عشــــق آمده است، جای پایش اینجاست!/ این حادثـــه رازی است میــــان من و تــــــو
melodi
یک ثانیه عابر نگاه تو شدم/ یک عمر مسافر نگاه تو شدم /بستم چمدان عاشقیهایم را/ زائر نه، مجاور نگاه تو شدم
melodi
عشق تو به تار و پود جانم بسته است/ بي روي تو درهاي جهانم بسته است /از دست تو خواهم كه برآرم فرياد/ در پيش نگاه تو زبانم بسته است
melodi
عشق از ازل است و تا ابد خواهد بود/ جوينده عشق بي عدد خواهد بود/ فردا که قيامت آشکار گردد/ هر که نه عاشق است رد خواهد بود
melodi
صبر کن عشق زمين گير شود بعد برو/ يا دل از ديده تو سير شود بعد برو/ تو اگر کوچ کني بغض خدا ميشکند/ صبر کن گريه به زنجير شود بعد برو
melodi
شمع داني به دم مرگ به پروانه چه گفت؟/ گفت اي عاشق بيچاره فراموش شوي /سوخت پروانه ولي خوب جوابش را داد گفت/ طولي نکشد نيز تو خاموش شوي
melodi
ديوانه محبت جانانه ام هنوز /دست از دلم بدار که ديوانه ام هنوز /مهمان سفره های غريبان شدم/ ولی در بند ميزبان همين خانه ام هنوز
melodi
سياه چشمي به كار عشق استاد/ به من درس محبت ياد ميداد /مرا از ياد برد آخر ولي من/ به جز او عالمي را بردم از ياد.
melodi
سرسبزترين بودم و زردم کردي/ تبعيدي فصل شوم و دردم کردي/ من چشم و چراغ اين و آن بودم /انگشت نما و کوچه گردم کردي