Omid Saberi
شبیه تمثال حیدر بودی با اون چشمات مثل مادر بودی تو سرتاپا پیغمبر بودی/برام این دنیا بعد از تو زندونه برات دل کندن از دنیا آسونه پدر چشمش دنبال تو میمونه/خودت تنهایی یک لشگر میشی علی اکبر ذبح اکبر میشی میون صحرا پرپر میشی/سکوت تو بابا رو میترسونه دیگه بین ما دریایی از خونه پدر چشمش دنبال تو میمونه
Omid Saberi
برو ای خورشید شبهای من برو لیلا زاده لیلای من سرت رو بردار از پای من/نگاه من مثل ابر و بارونه نگاه تو سمت قلب میدونه پدر چشمش دنبال تو میمونه/مهل المهلا علی اکبر لیلا مهل المهلا علی اکبر لیلا
Omid Saberi
مگر که عمه بیاید به یاری پدرت/وگرنه من که کنار تو محتضر شده ام/چنان شدی چنان شدی، چنان شدی که ز ترس جداجدا شدنم/از این که دست زنم بر تو بر حذر شده ام
Omid Saberi
نفس بکش نفسم بند آمده پسرم،نفــــــــــــــــس بکـــــــــــــــش نفس بکش نفسم بند آمده پســــــــرم/گناه من فقط اینست که پدر شده ام/ببین که ضربه ی داغت به استخوان خورده/ببین ز دست غمت دست بر جگر شده ام
Omid Saberi
چنان ز آتش داغ تو شعله ور شده ام/که شعله می وزد از آه مختصر شده ام/شبیه آتش خوابیده زیر خاکستر/هزار شعله بگیر ار که بی پسر شده ام/شکستم از غم پهلو شکسته در طفلی/ولی کنار تن تو شکسته تر شده ام
Omid Saberi
من خودم اینجا غریبه م جز تو هیشکیو ندارم/گل من تحملم کن که یه کم دووم بیارم/توی لحظه های دلگیر این تو خاطرت بمونه/که همون یه قطره اشکت زندگیمو می سوزونه
Omid Saberi
تورا جان خدا سر بلند کن، دلم تنگ چشمانت است/چگونه میتوانی محرومم کنی از این سوختن و سوختن ؟/اینجا، همین جا نگاهم کن، بسوزان به آتش بکش/به آتش بکش، ناز ده، به ابران بکش
Omid Saberi
اینجا، دوخته ام به سراپایش، سر به زیر انداخت/شرم زیبا در صورتش، همین شرم شور به وجودم انداخت
Omid Saberi
اینجا، نشسته کنارم خاطرات تو، نگاهه هم میکنیم،دست در دستش مینهم میرویم سمت بهشت سمت خدا.شانه بر گیسوانش میکشم انگار. ناز می کند و ناز میکشم و شانه.
Omid Saberi
اینجا، بدون تو هوایم ابری ست/اینجا، میان تنهایی، دلم بی قرار و بارانی ست/اینجا، طپش لحظه هایم نمیدانم کند است یا تند !/ اگر تند است چه زیباست ثانیه های یاد تو/اگر کند است چه زجر دارد در فراق تو
Omid Saberi
نمیدونی که این روزا چه بارونی تو چشمامه هنوزم عطر دست تو رفیق خوب دستامه