OMID
اگه می خوای بدونی چندتا دوست دارم انگشتت رو بذار رو نبضت...، دیدی دوست داشتنم تمومی نداره
OMID
سلام به همه دوستان عزیز...
OMID
سلام دوستان،صبح همگی به خیر...
OMID
حافظ ز چشمان قشنگ تو غزل ساخت ،هر کس که تورا دید به چشمان تو دلباخت،نقاش غزل تا که به چشمان تو پرداخت،دیوانه شد از طرز نگاهت قلم انداخت
OMID
از گلشن گلها به گلستان چه نویسم،من نیز غریبم به غریبان چه نوسیم،ترسم که قلم شعله کند صفحه بسوزد، با این دل تنگم به عزیزم چه نویسم
OMID
باز باران بی ترانه گریه های بی بهانه می خورد برسقف قلبم باورت شاید نباشد خسته است این قلب تنگم
OMID
دو خط موازی هیچگاه به هم نمیرسن مگه اینکه یکیشون بشکنه،پس من میشکنم فقط به خاطر تو...
OMID
ای کاش مرا با گلهای تنت کفن می کردند و با اشکهایت مرا غسل می دادند و در قلبت مرا خاک می کردند تا لحظه ای از تو جدا نگردم
OMID
از لره میپرسند گواهینامه شهری قبول شدی؟ میگه هنی معلوم نی ماشینا کوفته مینه دیوار،سرهنگ رفته تو کما،منتظرم بیا هوش،بنم قبولم یا نه؟