آقـا اَمـیـن
آهنگ پروفایــلم . عاشِقشَم : X
آقـا اَمـیـن
- رفتم بالای برج میخواستم خودمو بندازم پایین یارو میگه میخوای خودکشی کنی؟ میگم پــــ نه پــــــ اومدم ببینم سرعت صفر تا صدم از این بالا تا پایین چقدر میشه، بجای پروژه بدم دانشگاه.
آقـا اَمـیـن
- به یارو راننده میگم: آقا اگه میشه یکم سریعتر. الان هواپیما میپره... میگه: بسلامتی مسافرین؟... پــ نه پـــ... فندک هواپیما دیشب دستم جامونده، میرم بدم به رانندش!
آقـا اَمـیـن
- دارم از گرما میمیرم، خودمو مثله چی دارم باد میزنم، بابام میاد میگه چیه؟ گرمته؟؟؟؟ پـــــ نــه پـــــ دارم حداکثر سرعت چرخش مچم رو امتحان میکنم.
آقـا اَمـیـن
- تو خیابون موتوریه اومد کیفم رو قاپید، یارو میپرسه دزد بود؟ میگم پـــ نه پــــ رفیقم بود اومده بود امانتیش رو پس بگیره، فقط خواست هیجانش بیشتر باشه
آقـا اَمـیـن
- با دوستم سه ساعت تو صف نونوایی وایساده بودیم صف 40 متری نوبتم شده یارو میگه نون می خوای ؟ پـــ ن پـــ تا الان قطار بازی می کردیم واگن آخرم بودیم.
آقـا اَمـیـن
- تو صف پمپ گاز منتظرم تا نوبتم بشه، یارو زده به شیشه میگه آقا شما هم می خوای گاز بزنی؟ پـــ نه پـــ من می خوام لیس بزنم...
آقـا اَمـیـن
- داریم 10 نفری بازی شبکه ای میکنیم اومده میگه جدی حال میده؟ میگم پــ نه پــ اسکولیم! عذاب داره اما میخوایم تهذیب نفس کنیم!
آقـا اَمـیـن
- رفتم بچه خواهرمو از مهدکودک بیارم، مربیه میگه: بچه رو میبریدش؟ میگم: پــ نه پـــ همین جا میخورمش.
آقـا اَمـیـن
- رفتم از قسمت قفسه باز کتابخونه 2 تا کتاب برداشتم آوردم گذاشتم جلوی مسئولش که وارد حسابم کنه؛ میگه: میخوای ببریشون؟ پــ نه پـــ اومدم کتابا رو بهت توصیه کنم بخونی، میانگین ساعت مطالعه تو مملکت بره بالا!
آقـا اَمـیـن
- رفتم سر خاک خدا بیامرزی دارم خرما تعارف می کنم، طرف برداشته میگه فاتحه است دیگه نه؟ پـــ نه پـــــ خدا بیامرز زنده شده داریم جشن می گیریم!
آقـا اَمـیـن
- سوار تاکسی شدم. یارو صدای ضبطشو تا ته زیاد کرده بود. میگم میشه صدای ضبطتونو کم کنید؟ میگه اذییتتون میکنه؟! پـــــــ نه پــــــــ گفتم کم کنی این یه تیکشو من بخونم ببینی صدای کدوممون بهتره!!!!
آقـا اَمـیـن
- رفتیم بلیط کانادا بگیریم، زنه میگه سیاحتیه؟ میگم پـــ نه پــــــ زیارتیه میخوام برم امامزاده سید ریچارد!
آقـا اَمـیـن
یکی بود یکی نبود، اون که بود تو بودی، اون که تو قلب تو نبود من بودم. یکی داشت، یکی نداشت، اون که داشت تو بودی، اون که جز تو کسی رو نداشت من بودم
واسه ی دیدن بارون اشکام

12 سال و 11 ماه و 7 روز و 12 ساعت و 23 دقيقه قبلدوباره خاطره هامو سوزوندم
ولی تو اینجا نبودی ببینی
چجوری پای نگاه تو موندم
تو نبودی که ببینی دلم رو
چجوری عاشق عشق تو مونده
منی که بی تو یه لحظه نبودم
کی دل خاطرهاتو شکونده؟
میون رنگ عجیب نگاهت
یکمی فاصله مونده تا دریا
تا دل خسته نفس به نفس شه
تو بیا واقعی شو خود رویا
مازیار فلاحی