آقـا اَمـیـن
آهنگ پروفایــلم . عاشِقشَم : X
آقـا اَمـیـن
ازکنارتنھایےمن اگرمیگذرےگوشھایت رابگیراینجاسکوت آدمھاراکرمیکند!
آقـا اَمـیـن
ھیچ دلے بےبھانہ نمیتنپد!نمیدانم بھانہ ھادلگیرند یا دلھابھانہ گیر!
آقـا اَمـیـن
نبودنت رادارم باساعتے شــــنے اندازہ مےگیرم یک صحرا گذشتہ است!
آقـا اَمـیـن
مقدس ترین جاے دنیا اتاق تنھایے ھایم!وقتے…بانیت توخلوت میکنم!
آقـا اَمـیـن
موسیقےدوریت راچه کسےمےنوازدکه صداےسکوتش تمام هستیم رافراگرفته؟
آقـا اَمـیـن
آنکس راکہ تومیجویےکےخیال توبہ سردارد؟ بس کن نالہ وزارےرابس کن اویاردگردارد!
آقـا اَمـیـن
عجب!
تناقض عجیبی است دلم برای اوشور میزنداما دستانم نمک ندارد.
آقـا اَمـیـن
یه وقتایی خودموبغل میکنمو میگم:
غصه نخوردیوونه!
من که باهاتم…
آقـا اَمـیـن
الهى میدون بشى، وانت بشم، دورت بگردم!
آقـا اَمـیـن
این چه گردابیست این سوداى تو @ مى بردهرلحظه پایین ترمرا @ میزنم من دست وپااماچه سود @ میشوم نزدیک ترتاانتها @
آقـا اَمـیـن
گردلت یادکسی کردوفروریخت به یادآر که من نیزبه یادتوچنینم!
آقـا اَمـیـن
بزرگترین اشتباهم این بود که التماست کردم بمانى… نمى ارزیدى!!! دیر فهمیدم..!
آقـا اَمـیـن
ترک برداشت ، دلم را میگویم ، اینقدر که در مسیر زندگی سرد و گرم شد
آقـا اَمـیـن
پزشکى قانونى مى گفت: یخ زده… مگر امکانش بود؟! تیتر روزنامه فردا این بود: در گرماى داخل اتاقش… خیره به نقطه اى… جوانى یخ زد….!
واسه ی دیدن بارون اشکام

12 سال و 11 ماه و 12 روز و 18 ساعت و 16 دقيقه قبلدوباره خاطره هامو سوزوندم
ولی تو اینجا نبودی ببینی
چجوری پای نگاه تو موندم
تو نبودی که ببینی دلم رو
چجوری عاشق عشق تو مونده
منی که بی تو یه لحظه نبودم
کی دل خاطرهاتو شکونده؟
میون رنگ عجیب نگاهت
یکمی فاصله مونده تا دریا
تا دل خسته نفس به نفس شه
تو بیا واقعی شو خود رویا
مازیار فلاحی