آقـا اَمـیـن
آهنگ پروفایــلم . عاشِقشَم : X
آقـا اَمـیـن
رفتم سلمونی میگه بیا بشین نوبتت شده , نشستم , میگه کوتاه کنم؟ میگَم .... آره فقط دورش رو بیشتر کوتاه کن !!! [ ستاد مبارزه با فتنۀ پـَـَـ نــه پـَـَــــ - واحد سیار شماره 4 مستقر در آرایشگاه }
آقـا اَمـیـن
دوره كارشناسي يكي از درسامو افتادم رفتم پيشه استاد گفتم استاد اگه ميشه يكاريش بكنيد گفت دِ نـَـه دِ وقتي شب امتحان درس مي خوني همينه ميشه
آقـا اَمـیـن
ای کاش انان که اخر کلامشان می گویند :" شوخی کردم" می فهمیدند که ما می فهمیم شوخی نمی کنند
آقـا اَمـیـن
لوس تر از این بازیکن هایی که گل می زنن می پرن بغل مربی هم هست؟ اَه اَه
آقـا اَمـیـن
你他妈的是李小龙- 妈的 小 妈 你他 + 妈的是 妈 你 妈的 [ستاد مبارزه با فتنه پـَـ نه پــَ - جنس چینی]
آقـا اَمـیـن
رفتم داروخونه -اومدی آمپول بگیری؟ +پ... -لوس بی تربیت +داشتم میگفتم پنیسیلینه -- اخ شرمندهام که من..... ستاد مبارزه با فتنهی پنپ - واحد آموزشهای اولیه (هیچوقت عجله نکنید)
آقـا اَمـیـن
به مامانم ميگم پول بده!!!ميگه اونايي که دو روز پيش گرفتي چي شد؟؟نکنه همشو خرج کردي؟؟؟ تا اومدم بگم پـَــــــ ....... زد تو دهنم,نذاشت حرف بزنم..... . . . . ...من فقط ميخواستم بگم پـَـَـس اندازشون کردم...!!!!
آقـا اَمـیـن
پیغمبر بی کتاب من!! مرا معجزه ی چشم های تو کافی است!!
آقـا اَمـیـن
به سلامتیه نسل من که خسته شد از بس دزدکی بوسید... دزدکی حرف زد... دزدکی در آغوش گرفت... دزدکی عشق بازی کرد... دزدکی دوست داشت... و دزدکی و دزدانه خسته شد... خسته...خسته
آقـا اَمـیـن
بزرگترین دوراهی زندگیت اینه که یک چیز عالی همیشه بخوای و بعد به خودت بگی نمی شه پیداش کرد و یه روز که پیداش می کنی می بینی یه دیوار شیشه ای بین تو و رویات گذاشتن که از الماسه
آقـا اَمـیـن
به غضنفر میگن از چه لبی خوشت میاد؟ میگه از لب جوب!
واسه ی دیدن بارون اشکام

12 سال و 11 ماه و 12 روز و 7 ساعت و 21 دقيقه قبلدوباره خاطره هامو سوزوندم
ولی تو اینجا نبودی ببینی
چجوری پای نگاه تو موندم
تو نبودی که ببینی دلم رو
چجوری عاشق عشق تو مونده
منی که بی تو یه لحظه نبودم
کی دل خاطرهاتو شکونده؟
میون رنگ عجیب نگاهت
یکمی فاصله مونده تا دریا
تا دل خسته نفس به نفس شه
تو بیا واقعی شو خود رویا
مازیار فلاحی