آقـا اَمـیـن
آهنگ پروفایــلم . عاشِقشَم : X
آقـا اَمـیـن
قلبـــم را تــا می کــنم میگــذارم لابلای ِ صفــحـات ِ کــتاب ! تــا دست نخــورده بمــانـد ! برای زمانی که بازمیگردی .. راستـی مـوریــانـه بیـــداد میکــند !!! دیــــر نکــنی ...!
آقـا اَمـیـن
بــَــــر بــاد رفتــــه ام
چــه سَــــخت است
سَــــــــــبز باشی
امـّـــــــا
بـــــی بــَـرگ...
آقـا اَمـیـن
کودکی٬ با میخ یک جوانه٬ بر پیکر بهار نوشت: برگزار برکه ها٬ تا اطلاع ثانوی٬ برگزار نمی شود.
آقـا اَمـیـن
چه تلخ محاکمه می شود زمستان ... که برای جان دادن به درخت ، جان می دهد ! ... و چه ناعادلانه کمی آنطرفتر همه چیز به اسم بهار تمام می شود
آقـا اَمـیـن
از نامه های بابا لنگ دراز به جودی ابوت: جودی عزیزم! ، ما به اندازه خاطرات خوشی که از دیگران داریم آنها را دوست داریم و به آنها وابسته می شویم. هرچه خاطرات خوشمان از شخصی بیشتر باشد علاقه و وابستگی ما بیشتر می شود. پس هرکسی را بیشتر دوست داریم و می خواهیم که بیشتر دوستمان بدارد باید برایش خاطرات خوش زیادی بسازیم تا بتوانیم دردلش ثبت شویم.
آقـا اَمـیـن
جهان من کوچک است به اندازه ی یک اتفاق که اتفاقا از چشم های تو می افتد
آقـا اَمـیـن
خانه اسفند می خواهد و اسفند دان خانه یک نفر را می خواهد که عصر به عصر به وقت نوشیدن چای و لبخند اسفند بگرداند دور سرمان تا نکند استکان های بعدازظهر هایمان ترک بخورد تا نکند بگذاری بروی، بعدازظهر هایت را جای دیگری سر کنی، لبخند غریبه ای را سر بکشی!
آقـا اَمـیـن
با مژگانت قایقی خواهم ساخت! به وسعت دو رنگین کمان! بر قامت نگاه ارغوانی ات! من به مهمانی ی آفتاب می روَم...!
آقـا اَمـیـن
چالِ کنجِ لَبانَتْ هلالکِ جُفتیْ ماهْ استْ با خورشیدیْ در قفا که مردمانِ سرزمینِ قلبِ مرا به وِلوِلهْ وا میدارَدْ.....
آقـا اَمـیـن
ازهمون وقتی کـــــــــه... دلــــــــم رو بـــــــردی... دیــــگه دل تو دلـــــــم نیســـت..!
آقـا اَمـیـن
بوی رفتن میدهی در را باز میگذارم وقتی برو که گنجشکها و ستاره ها خوابند...
آقـا اَمـیـن
گوشـــه تـآ گوشـه ـیِ صـَحرآ تــــو بــخوآـبُ نــَهرآـس شیـرهــآ خــآطِرشـان هـَـست تــو آهــوـیِ منـــــی ..
آقـا اَمـیـن
پیش از آنکه بروﮯ پیش از آنکه بمیرم تورا به شعرمـﮯ سپارم خودم را به خــــدا
واسه ی دیدن بارون اشکام

12 سال و 11 ماه و 7 روز و 8 ساعت و 58 دقيقه قبلدوباره خاطره هامو سوزوندم
ولی تو اینجا نبودی ببینی
چجوری پای نگاه تو موندم
تو نبودی که ببینی دلم رو
چجوری عاشق عشق تو مونده
منی که بی تو یه لحظه نبودم
کی دل خاطرهاتو شکونده؟
میون رنگ عجیب نگاهت
یکمی فاصله مونده تا دریا
تا دل خسته نفس به نفس شه
تو بیا واقعی شو خود رویا
مازیار فلاحی