آقـا اَمـیـن
آهنگ پروفایــلم . عاشِقشَم : X
آقـا اَمـیـن
عزیزم با من باش و از وجود من به زندگیت گرما و صمیمیت ببخش و سرمای سخت زندگیت را با اعتماد به من از بین ببر ، ……..<< از طرف ایران رادیاتور >>
آقـا اَمـیـن
همیشه عکس تو رو توی کیف پولم دارم.هر وقت دچار مشکل بزرگی می شم ،بهش نگاه می کنم.اون وقت احساس میکنی که هیچ کدوم از مشکلاتم به اندازه ی این یه دونه وحشتناک نیستند !!!
آقـا اَمـیـن
به دریا بنگرم، دریا تو بینم. به صحرا بنگرم، صحرا تو بینم. نمیدونم چه کس بر عینکم رید، که هر جا بنگرم آنجا تو بینم
آقـا اَمـیـن
به معتادی گفتند با 45 و 46 و 47 و 48 جمله بساز. گفت : چلا پنجه می کشی؟ چلا شیشه می شکنی؟ چلا هف نمی زنی ؟ چلا هشتی ناراحت؟
آقـا اَمـیـن
غضنفر بدهی و قرض زیاد داشت رفت ماشین مدل بالا خرید! زنش پرسید : آخه مرد با این وضعی که ما داریم چه وقت ماشین مدل بالا خریدن بود؟ غصنفر گفت : ماشینو خریدم تا سریع تر بتونم از دست طلبکارها فرار کنم!!!
آقـا اَمـیـن
یه پسره به دختره میگه بوس میدی؟ میگه نه ! پسره میگه به جهنم بخاطر خودت گفتم من خودم زن دارم
آقـا اَمـیـن
به چند دیوانه میگن بپرین تو حوض خالی برای این که بفهمن حال اینها خوب شده یانه همه میپرن توحوض دستو پا میزنن که میبینن یکی کنار ایستاده بعد دکترا میگن این یکی خوب شده میرن ازش میپرسن چی شد نپریدی میگه ابش سرد بود
آقـا اَمـیـن
غضنفر مجری مسابقه بیست سوالی میشه، یارو ازش میپرسه، جانداره؟ میگه: نه. میپرسه: تو جیب جا میشه؟ غضنفر کلی فکر میکنه، بعد میگه:تو جیب جا میشه اما اگه تو جیبت بریزی، جیبت ماستی میشه!
آقـا اَمـیـن
یه روز کاغذ می خوره تو سر حیف نون. حیف نون جا در جا می میره! کاغذ رو بر می دارن نگاه می کنند، می بینن توش نوشته: “دو تا آجر”!
آقـا اَمـیـن
از غضنفر میپرسند پتروس کی بود؟ میگه یه دهقان فداکار بود که وقتی گرگ یوسفش را خورد، رفت زیر تانک و انگشتشو کرد تو چشم راننده قطار
آقـا اَمـیـن
پيرزنه تو اتوبوس هی میگفته نی نای نا نای نی نای نای همه هم دست ميزدن براش بعد يهو دست می کنه تو کيفش دندوناشو در مياره ميگه نياوران نيگه دار !!!
آقـا اَمـیـن
مادر : « باز هم كه پای چشمت كبود شده ! مگه نگفته بودم هر وقت می خواهی دعوا كنی ، تا بيست بشمار ! » پسر : « چرا ، ولی مادر كسی كه با او دعوام شد ، بهش گفته بود تا ده بشمار ! »
آقـا اَمـیـن
بر طبق یک اصل قدیمی اگر با قل مراد دعوا کردی و دیدی قل مراد فرار کرد تو هم فرار کن چون رفته سنگ بیاره !!!
آقـا اَمـیـن
غضنفر میره کتابخونه ، داد می زنه یه ساندویچ بدین با سس اضافه یارو بهش می گه : آقا ! اینجا کتابخونس غضنفر میگه : ببخشید بعد یواش در گوش یارو میگه : یه ساندویچ بدین با سس اضافه
واسه ی دیدن بارون اشکام

12 سال و 11 ماه و 4 روز و 8 ساعت و 47 دقيقه قبلدوباره خاطره هامو سوزوندم
ولی تو اینجا نبودی ببینی
چجوری پای نگاه تو موندم
تو نبودی که ببینی دلم رو
چجوری عاشق عشق تو مونده
منی که بی تو یه لحظه نبودم
کی دل خاطرهاتو شکونده؟
میون رنگ عجیب نگاهت
یکمی فاصله مونده تا دریا
تا دل خسته نفس به نفس شه
تو بیا واقعی شو خود رویا
مازیار فلاحی