واسه ی دیدن بارون اشکام
دوباره خاطره هامو سوزوندم
ولی تو اینجا نبودی ببینی
چجوری پای نگاه تو موندم
تو نبودی که ببینی دلم رو
چجوری عاشق عشق تو مونده
منی که بی تو یه لحظه نبودم
کی دل خاطرهاتو شکونده؟
میون رنگ عجیب نگاهت
یکمی فاصله مونده تا دریا
تا دل خسته نفس به نفس شه
تو بیا واقعی شو خود رویا
من می روم و مستشارانِ مصون از محاکمه در ایران را هم با خود می برم
من می روم و پایگاه های آمریکایی را هم با خود می برم
من می برم و اشرفِ مریض جنسی را هم با خود می برم
من می روم و با خود ذلت در برابر آمریکا را هم می برم
من می روم و رابطه با اسرائیلی های بچه کش را هم می برم
من می روم و اشرفِ قاچاقچی مواد مخدر را با خود می برم
من می روم و ساواک را با خود می برم
من می روم و شکنجه گران ساواک را با خود می برم
من می روم و ذلت " پادشاهی که با کودتای آمریکایی روی کار آمد " را از ایران می برم
من می روم و ..
کیهان کلهر در سال ۱۳۴۲ شمسی در خانوادهای کرد و موسیقی دوست در کرمانشاه چشم به جهان گشود. از پنج سالگی موسیقی را به صورت آزاد و از هفت سالگی به شکل کلاسیک آن شروع کرد.از دوازده سالگی کار موسیقی را به صورت حرفهای آغاز و در سیزده سالگی با ارکستر رادیو تلویزیون کرمانشاه همکاری کرد.
مدتی کوتاه با گروه شیدا در مرکز هنری "چاووش" همکاری هنری داشت. در هفده سالگی به ایتالیا و سپس برای ادامه تحصیل به کانادا رفت.و در رشتهٔ آهنگسازی در دانشگاه کارتن اتاوا فارغ التحصیل شد.
کیهان کلهر از معدود هنرمندان ایرانی است که برای شناساندن موسیقی ایرانی به غیر ایرانیها با هنرمندان هندی نظیر استاد "شجاعت حسین خان" (غزل) و یا با کوارتت کرونوس (Kronos Quartet) (جاده ابریشم)، یویو ما و ارکستر فیلارمونیک نیویورک، همکاری نزدیک داشته است و شنوندگان زیادی در بین غیرایرانیها دارد. او مدتی هم یکی از اعضای ثابت گروه دستان بود.
او معتقد است: «موزیسین، موسیقیدان یا موسیقیشناس باید به ریاضیات، تاریخ و ادبیات آشنا باشد.»
اجرای کنسرتهای مستقل به صورت بداههنوازی و همراهی با محمدرضا شجریان، حسین علیزاده و همایون شجریان اغلب فعالیتهای این هنرمند نامی است. سه سی دی «زمستان است»، «بی تو به سر نمیشود» و «فریاد» حاصل این همکاری است.
آثار
شب سکوت کویر زمستان است بی تو به سر نمیشود فریاد نخستین دیدار بامدادی غزال
غزل 2
غزل ۳
در آینهٔ آسمان
شبهای فیروزهای نیشابور
کیهان کلهر، (۱۳۴۲) آهنگساز و نوازندهٔ کمانچه ایرانی است. دو اثر وی در سال ۲۰۰۴ نامزد جایزهٔ گرمی شد.
كيهان كلهر در فيلمهاي مهم سينماي جهان به آهنگسازي و نوازندگي پرداخته است از جمله فيلم جواني بدون جواني اثر كارگردان بزرگي چون فرانسيس فورد كاپولا .
ساز شهناز در من زندگی می کند و من با ساز شهناز زندگی می کنم. «محمد رضا شجریان»
شهرزاد شاه کرمی: جلیل شهناز ساز را آواز می کند ؛چناچه شهره است ، که در شیوه ی نوازندگی اش، ساز او علاوه بر نواختن،آواز هم می خواند.
ساز شهناز یک ساز آوازی ست…
جلیل شهناز در اول خرداد ماه سال ۱۳۰۰ در اصفهان دیده به جهان گشود. پدرش «شعبان خان» به موسیقی اصیل ایرانی علاقه ی بسیار داشت و منزلش همواره محل آمد و شد هنرمندان زمان خود بود. «شعبان خان» علاوه بر تار که ساز تخصصی اش بود، سهتار و سنتور نیز مینواخت و برادرش غلامرضا سارنج(عموی جلیل شهناز) از نوازندگان کمانچه بود. از همین روی جلیل از کودکی به موسیقی علاقه مند شد و نواختن تار را نزد” عبدالحسین شهنازی” و برادر بزرگ خود حسین شهناز که – تار را نیکو می نواخت – آغاز کرد. استعداد شگرف و پشتکارستودنی جلیل ،او را در سنین جوانی به نوازنده ای متبحر در اصفهان بدل کرد. او، علاوه بر نواختن ساز اختصاصی خود، با نواختن ویلن، سنتور و تمبک نیز آشنایی دارد.
در سال ۱۳۲۴ استاد شهناز به تهران رفت و فعالیت خود را با تک نوازی در رادیو و اجرا در ارکسترهای مختلف این رسانه و همچنین برنامه ی گلها ادامه داد. او با اقامت در تهران ، به عنوان کارمند افتخاری شهرداری پذیرفته شد. در آن زمان برنامههای تخصصی موسیقی از رادیو و تلویزیون پخش می شد که استاد شهناز از تک نوازان بی بدیل آن بود.
با فراهم آمدن امکانات ضبط صدا و تاسیس استودیو در رادیو و تلویزیون آن دوران ،این فرصت دست داد تا شهناز بتواند با پنجه و مضراب سحرآمیز خویش در دل هر شنونده و بینندهای را ه یابد.
بدون شک جلیل شهناز، بزرگترین و سرشناسترین نوازند ه ی تار و سه تار سده ی اخیر در ایران است. وی علاوه براشراف کامل بر ردیف و رموز آن، ویژگی های منحصر به فردی دیگری نیز دارد:
جواب آوازهای شاهکار و بی نظیر، استفاده از تمام امکانات ساز، نواختن بسیاری از گوشههای مهجور و رعایت جمله بندی در نوازندگی از جمله ویژگیهای نوازندگی این استاد یگانه است.
در سال ۱۳۸۳ جلیل شهناز به عنوان چهره ماندگار هنر و موسیقی برگزیده شد و نیز در ۲۷ تیرماه همان سال مدرک درجه یک هنری (معادل دکترا) برای تجلیل از یک عمر فعالیت هنری، به وی اهدا شد.
در سال ۱۳۸۷،استاد محمدرضا شجریان، به افتخار جلیل شهناز، گروه موسیقی خود را شهناز نام نهاد.
حال می توان به روشنی دریافت ؛که استاد شهناز به بیان حقیقی در نوازندگی تار رسیده است،چرا که از گیر و دار ردیف ها رهیده و چون رود خروشان از سنگلاخ تقلید گذشته است و حاصل آن زوایای بسیاری ست که در سازش نهفته است.
• تار به روایت نی ؛جلیل شهناز به روایت حسن کسایی :
دو نوای در هم آمیخته ؛ زنگ تار که در نای نی گره خورده است.
دو اسطوره ی موسیقی سنتی ایران؛ استاد جلیل شهناز و استاد حسن کسایی که هر دو از اصفهان بر خاسته اند،شاید در تاریخ موسیقی اصیل ایران تکرار ناشدنی باشند.
سازهای این دو استاد همواره هم نشین هم بوده اند. چنانچه استاد حسن کسایی در این باب این گونه ایراد سخن کرده است :
: شناخت موسیقی کار هرکسی نیست. همه موسیقی را گوش میدهند و دوست میدارند اما کسی که سره را از ناسره تشخیص بدهد و بتواند درک مقاماتی را که استاد شهناز نواختهاند، داشته باشد بسیار نادر است. همه ساز میزنند و همه خوب ساز میزنند، ولی قدرت نوازندگی و محفوظات و لحظات موسیقی که آقای شهناز میدانند و اجرا کردهاند، چیزی که در دست همگان باشد، نیست. یعنی ردیف موسیقی ایران نیست. قدرت آقای شهناز در جواب دادن و دونوازی خارق العادهاست. من ۶۰ سال با ایشان هم نوازی کردهام و ساز بنده با ساز شهناز گره خورده است.
به استناد متن سخنرانی اساتید : حسن کسایی، محمد رضا شجریان و داریوش پیرنیاکان در آیین نکوداشت استاد جلیل شهناز و زنده یاد درویش خان در فرهنگسرای هنر( سال ۱۳۸۵)
به ياد گروه چاووش و استاد محمدرضا لطفي و كارهايي كه ديگه هيچوقت توليد نشد. و اساتيدي كه تا چندوقت پيش با هم عاشقانه كار توليد ميكردن و اكنون با هم... -----------------.شب است و چهره ميهن سياهه ....نشستن در سياهي ها گناهه ....تفنگم را بده تا ره بجويم ....كه هر كه عاشقه پايش به راهه ....
واسه ی دیدن بارون اشکام

12 سال و 11 ماه و 10 روز و 7 ساعت و 19 دقيقه قبلدوباره خاطره هامو سوزوندم
ولی تو اینجا نبودی ببینی
چجوری پای نگاه تو موندم
تو نبودی که ببینی دلم رو
چجوری عاشق عشق تو مونده
منی که بی تو یه لحظه نبودم
کی دل خاطرهاتو شکونده؟
میون رنگ عجیب نگاهت
یکمی فاصله مونده تا دریا
تا دل خسته نفس به نفس شه
تو بیا واقعی شو خود رویا
مازیار فلاحی