واسه ی دیدن بارون اشکام
دوباره خاطره هامو سوزوندم
ولی تو اینجا نبودی ببینی
چجوری پای نگاه تو موندم
تو نبودی که ببینی دلم رو
چجوری عاشق عشق تو مونده
منی که بی تو یه لحظه نبودم
کی دل خاطرهاتو شکونده؟
میون رنگ عجیب نگاهت
یکمی فاصله مونده تا دریا
تا دل خسته نفس به نفس شه
تو بیا واقعی شو خود رویا
سره ميزه شام سوتی دادم گوشيم زنگ خورد اومدم بیزی کنم اشتباهی زدم رو بلند گو x:دوست دخترم: ســــــــــــلام عزيزم...... |:مامانم : اي كوفت ور پريده .....بابام : معلومه چه کوفتیه این که تو اینجوری اسیرش شدی 30 سال با مامانت زندگي كردم یه بار اینطوری بهم سلام نکرد .... برادر بزرگم : جـووووون خواهر نداره ؟ من
زن ها گاهی اوقات چیزی نمی گویند... چون به نظرشان لازم نیست چیزی گفته شود با نگاهشان حرف میزنند.. به اندازه یک دنیا حرف میزنند هرگز نباید از چشمان هیچ زنی ساده گذشت...
واسه ی دیدن بارون اشکام

12 سال و 11 ماه و 11 روز و 8 ساعت و 17 دقيقه قبلدوباره خاطره هامو سوزوندم
ولی تو اینجا نبودی ببینی
چجوری پای نگاه تو موندم
تو نبودی که ببینی دلم رو
چجوری عاشق عشق تو مونده
منی که بی تو یه لحظه نبودم
کی دل خاطرهاتو شکونده؟
میون رنگ عجیب نگاهت
یکمی فاصله مونده تا دریا
تا دل خسته نفس به نفس شه
تو بیا واقعی شو خود رویا
مازیار فلاحی