آقـا اَمـیـن
آهنگ پروفایــلم . عاشِقشَم : X
آقـا اَمـیـن
در دلم برایت چهار فصل ساختم در هر فصل که دلت خواست زندگی کن
آقـا اَمـیـن
همیشه تو آسمون از یه ارتفاعی به بعد دیگه هیچ ابری وجود نداره، پس هر وقت آسمون دلت ابری شد با ابرها نجنگ، فقط کمی اوج بگیر....
آقـا اَمـیـن
دنياي قشنگي نيست، آدمها مثل رودها جاريند، زلال كه باشي سنگ هايت را مي بينند، برمي دارند و نشانه مي روند، درست به سمت خودت'
آقـا اَمـیـن
روزگارمان راسیاه کردند بعدبهمان میگویند شب است...
آقـا اَمـیـن
بگذار س ـ ک ـ و ـ ت قانون زندگی من باشد... وقتی واژه ها درد را نمی فهمند.
آقـا اَمـیـن
هموجور که نمره دلیل بر هوش نیست… سن هم دلیل بر فهم و شعور نیست !!!
آقـا اَمـیـن
تنهایی آدمها به عمق دریاست،ولی برای پرکردنش یه لیوان محبت کافیه.
آقـا اَمـیـن
چه زود گذشت روزهای بلندی که آرزوی کوتاه شدنش را داشتیم.
آقـا اَمـیـن
نگذار ديگران نام تو را بدانند. همين زلال آبي چشمانت براي پچ پچ هزار ساله آنان كافيست!!!!!!!!
آقـا اَمـیـن
كفشهايم كه جفت ميشوند دلم هواي رفتن ميكند.من چه كودكانه دلتنگ ميشوم،بي آنكه فكر كنم چه كسي دلتنگ من ميشود.
آقـا اَمـیـن
گاهی به باران حسودیم میشه که بی پروا با آغوش گونه هات عشق بازی میکنه
آقـا اَمـیـن
در رویاهای کودکانه آموختم به چیزی که به من تعلق ندارد فکر نکنم،اما ناگهان او همه فکرم شد.
آقـا اَمـیـن
آدمیست دیگر... یک روز حوصله هیچ چیز را ندارد… دوست دارد بردارد خودش را بریزد دور!!…
آقـا اَمـیـن
من شاد بودم با قصه های زیر کرسی مادر بزرگ من شاد بودم با تیله های رنگی من شاد بودم با بستنی قیفی 2 نفری و همین بس بود ...
آقـا اَمـیـن
سیگارم را از پنجره مى تكانم؛ دنیاى شما زیر سیگارى من است!!...
واسه ی دیدن بارون اشکام

12 سال و 11 ماه و 7 روز و 18 ساعت و 40 دقيقه قبلدوباره خاطره هامو سوزوندم
ولی تو اینجا نبودی ببینی
چجوری پای نگاه تو موندم
تو نبودی که ببینی دلم رو
چجوری عاشق عشق تو مونده
منی که بی تو یه لحظه نبودم
کی دل خاطرهاتو شکونده؟
میون رنگ عجیب نگاهت
یکمی فاصله مونده تا دریا
تا دل خسته نفس به نفس شه
تو بیا واقعی شو خود رویا
مازیار فلاحی