آقـا اَمـیـن
آهنگ پروفایــلم . عاشِقشَم : X
آقـا اَمـیـن
روي قبرم بنويسيد كبوتر شد و رفت زير باران غزلي خواند دلش تر شد و رفت چه تفاوت كه چه خورده است غم دل يا سم آننقدر غرق جنون بود كه پرپر شد و رفت روز ميلاد همان روز كه عاشق شده بود مرگ با لحظه ميلاد برابر شد و رفت او كسي بود كه از غرق شدن مي ترسيد عاقبت روي تن ابر شناور شد و رفت هر غروب، از دل خورشيد گذر خواهد كرد پري ساده كه يك روز كبوتر شد و رفت...
آقـا اَمـیـن
میدونم تـلخ می نویسم، میدونم !!! اون آدم همیشه شاد، تو تـنهایـی و دلتنگیـش گـم شد ... به خدا دستم نمیره دروغ بنویسم، دستم نمیره بنویسم : " آهـــــــــــــــای من خوشبختم ! " بنویسم چیزی تو این روزگار گم نکردم ... " روزای خیلی سختی رو دارم میگذرونم " پس شما رو به خدا، تحملم کنید ولی نصیحتم نکنید !!!
آقـا اَمـیـن
در زندگی دنبال «با» نباش! دنبال «بی» باش! تو نیامده ای که با کسی، یا با چیزی بمانی.... تو آمده ای تا «بی» شوی! از خود بی خود شوی، بی دل شوی، بی کس مانی... ... چون روزی بی همه شدن را خواهی چشید!! اما اگر میخواهی آن روز کسی را داشته باشی.... ابتدا باید از بی شروع کنی!!! نتیجه این بی شدنها... با خدا شدن است هر که از خود بی خود شد.... ... و از غیر خدا برید... با خدا خواهد شد.... و با خدا خواهد ماند...
آقـا اَمـیـن
دـِلـمـ پـُـر است پـُرِ پــُرِ پـــُر آטּ قـدر کــﮧ گاهـے اِضــافــﮧ اش از چشمانمـ مے چـکدـ ..
آقـا اَمـیـن
رقاص ڪـﮧ باشے ، دیگر آهنگ خاصے مــعنے ندارد بـا هـر آهنگے بـاید برقـصے !!! و ایـن روزهـا . . . چه بـد آهنگــ هایـے مےزنـد روزگــــار ، و مـن . . . هر روز برایش مےرقــصم...!!
آقـا اَمـیـن
کاش حداقل جوانمردی میکردی; و "مهربانی ام" را بهانه ی رفتنت نمیکردی! تا من مجبور نشوم هر روز "سنگ" را نشان دلم بدهم و بگویم اگر مثل این بودی... او"نمیرفت"!!!
آقـا اَمـیـن
گاهی! بی هیچ حرفی دستت را میگیرم از لابه لای رویاهای شیرین بیرونت میکشم مینشینم یک دل سیر نگاهت میکنم تو هم میخندی خوب فهمیده ای که "خنده"هایـت دیوانه ام میکند... چه دلیلی بالاتر از آنکه من بی محابا،عاشقـت شده ام وبی دلهره خود را وقف تمام ثانیه هایت خواهم کرد...
آقـا اَمـیـن
هـــیــچ کـــس بــهــتـــر از مـــن نــمــیــتــوانــد راه بــیــایــد بــا دلــت ... پــس پــایــت را از روی گــلــوی دلــم بــردار بــگــذار نــفــس بــکــشــد
آقـا اَمـیـن
بر درخت زنده ، بی برگی چه غم ؟ وای بــر احــوال ِ بـرگ ِ بی درخت !
آقـا اَمـیـن
عيد را بهانه نميكنم تا يادت كنم چون بيادت هستم ، خوبى هايت را بهانه ميكنم تا عيد را بهت تبريك بگم ، " سال نو مبارک "عيد را بهانه نميكنم تا يادت كنم چون بيادت هستم ، خوبى هايت را بهانه ميكنم تا عيد را بهت تبريك بگم
آقـا اَمـیـن
دارمـ مـﮯ بـُرمـ از ایـن سـآلـﮩـآﮮ بـی بـﮩــار بـیـآ و ایـن بـآر بـآ بـودنـﭞ فـروردیـنِ شـعـرهـآیـمـ را بـسـاز
آقـا اَمـیـن
فـرامـوشـی نعمـتـی بـود تا گـذشتـه هـا را از یـاد ببـریـم ... لـعـنـت بـه تـو دوربـیـن عکـاسـی
آقـا اَمـیـن
تو نگاهت عشقو ديدم تپش قلبو شنيدم توی جاده های احساس من به عشق تو رسيدم تو كتاب ها عشقو خوندم عكس خورشيد سوزوندم جای خورشيد تو كتاب ها نقش چشماتو نشوندم ..
واسه ی دیدن بارون اشکام

12 سال و 11 ماه و 9 روز و 20 ساعت و 5 دقيقه قبلدوباره خاطره هامو سوزوندم
ولی تو اینجا نبودی ببینی
چجوری پای نگاه تو موندم
تو نبودی که ببینی دلم رو
چجوری عاشق عشق تو مونده
منی که بی تو یه لحظه نبودم
کی دل خاطرهاتو شکونده؟
میون رنگ عجیب نگاهت
یکمی فاصله مونده تا دریا
تا دل خسته نفس به نفس شه
تو بیا واقعی شو خود رویا
مازیار فلاحی