دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

آقـا اَمـیـن

تَــنـهـای تَــنـهـا : ( درباره »
آقـا اَمـیـن
مرد
امتیاز: 41987

دنبال‌شدگان

(4640 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(1945 کاربر)

گروه‌ها

(93 گروه)

بازدید

آقـا اَمـیـن
آقـا اَمـیـن

آهنگ پروفایــلم . عاشِقشَم : X

آقـا اَمـیـن
vatikan.jpg آقـا اَمـیـن
در دوره

مونالیزا در واتیکان

آقـا اَمـیـن
i286515_4.jpg آقـا اَمـیـن
در دوره

مونالیزا در تهران قدیم

آقـا اَمـیـن
i286514_3.jpg آقـا اَمـیـن
در دوره

مونالیزا در اسپانیا

آقـا اَمـیـن
i286513_2.jpg آقـا اَمـیـن
در دوره

مونالیزا در هند

آقـا اَمـیـن
i286512_1.jpg آقـا اَمـیـن
در دوره

مونالیزا در نیجریه

آقـا اَمـیـن
shazdeh.png آقـا اَمـیـن
در دوره

بچه که بودیم ===>>> دیدگاه

آقـا اَمـیـن
آقـا اَمـیـن
در دوره

وا چه مدرسه ای ===>>> دیدگاه

آقـا اَمـیـن
آقـا اَمـیـن
در دوره

فیلی و مورچه ای در زمستانی با هم ازدواج کردند وقتی از باشگاه بیرون آمدند فیل جلو راه می رفت و مورچه به دنبال او پا جای پای فیل می گذاشت به برفها که رسیدند همین طور که مورچه می رفت افتاد توی جا پای فیل و فریاد زد : آه ! بسوزد پدر عشق ! افتادم تو دام عاشقی…!

آقـا اَمـیـن
آقـا اَمـیـن
در دوره

يه سيب زمينی قل ميخوره ميره تو لونه ی جوجه تيغی جوجه تيغی هم داد ميزنه آخ جون داداشی از سربازی برگشته !

این ارسال را بازنشر کرده است.
آقـا اَمـیـن
آقـا اَمـیـن
در دوره

روباهی به زاغی گفت : چه دمی ، چه سری ، عجب پایی ! زاغ عصبانی شد و گفت : بی‌تربیت ! خجالت بکش اون موقع من کلاس اول بودم . حالا شوهر دارم !!!

آقـا اَمـیـن
آقـا اَمـیـن
در دوره

@آقـا اَمـیـن شهردار می شه، صبح زود برای افتتاح پروژه ساختمانی می ره عصر می شه … « شب می شه … ولی خبری ازش نمی شه . نصفه شب خاک آلود و خسته می ره خونه زنش می پرسه: کجا بودی تا این وقت شب ؟ @آقـا اَمـیـن می گه: والله موقع کلنگ زدن، مردم ... تشویقم کردن، منم یواش یواش بدنم گرم شد و زیر زمینش رو کندم !

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
آقـا اَمـیـن
آقـا اَمـیـن
در دوره

تو شهر غضنفر اینا برای اولین بار چرخ فلک نصب می کنن. غضنفر به شهرداری زنگ می زنه می گه دستتون درد نکنه، از وقتی پنکه بزرگه رو نصب کردین هوا خیلی خنک شده

آقـا اَمـیـن
آقـا اَمـیـن
در دوره

قل مراد میگه عجیبه! میگن چی عجیبه؟ میگه 100000 تا تماشاگر ، 22 تا بازیکن ،3 تا داور! میگن این کجاش عجیبه؟ میگه گنجیشکه همرو ول کرده سر من کار خرابی کرده !

آقـا اَمـیـن
آقـا اَمـیـن
در دوره

@گـلـپــری میره مغازه میگه: آقا یه بیسکویت خوب بدین. بقاله میگه: ساقه طلایی خوبه؟ @گـلـپــری میگه نه. میگه: ویفر خوبه؟ میگه نه . میگه گرجی خوبه؟ میگه نه. میگه: مادر خوبه؟ @گـلـپــری میگه: قربان شما، دست بوسن!

آقـا اَمـیـن
آقـا اَمـیـن
در دوره

چندنفر داشتن میرفتن کوه، سرپرستشون (که از قضا لکنت زبون هم داشته) از وسط راه شروع می‌کنه میگه: چ چ چ.... ملت اول یکم نگاش می‌کنن ببینن چی‌میخواد بگه،‌ بعد می‌بینن نمی‌تونه حرفش رو بزنه، بی‌خیال میشن و راه میافتن، این بابا هم همه مسیر همینجور هی ‌میگفته چ..چ..چ.. وقتی میرسن بالا میخواستن چادر بزنن سرپرسته بالاخره میگه: ‌چ..چ..چا..چا..چا..چادر یادم رفت! ملت میگن ای بابا رودتر می‌گفتی، حالا باید برگردیم پایین! تو راه برگشت سر پرسته هی میگفته: ش ش ش.. ولی ملت دیگه شاکی بودن و کسی توجه نمی‌کرده، وقتی می‌رسن پایین یارو بالاخره میگه: ش..ش..ش..شو..شو..شوخی کردم!