Alireza (موزیسین ِ خاندا...
اگه يه روز ديدي كه تموم درخت هاي كوچه و محلتونو بريدن اصلا ناراحت نشو ... چون هنوز منو داري كه بهم تكيه كني
Alireza (موزیسین ِ خاندا...
ما هميشه صداهاي بلند را ميشنويم، پررنگ ها را ميبينيم، سخت ها را ميخواهيم. غافل ازينكه خوبها آسان ميآيند، بي رنگ مي مانند و بي صدا مي روند
Alireza (موزیسین ِ خاندا...
يكي محبت مي كنه و يكي ناز مي كنه ! اوني كه ناز مي كنه هميشه محبت مي بينه اما اوني كه محبت مي كنه هميشه تنهاي تنهاست
Alireza (موزیسین ِ خاندا...
ميدوني وقتي خدا داشت بدرقه ام مي كرد بهم چي گفت ؟ جايي كه ميري مردمي داره كه مي شكننت نكنه غصه بخوري من همه جا باهاتم . تو تنها نيستي . توكوله بارت عشق ميزارم كه بگذري، قلب ميزارم كه جا بدي، اشك ميدم كه همراهيت كنه، ومرگ كه بدوني برميگردي پيشم
Alireza (موزیسین ِ خاندا...
ميخوام بگم دوستت دارم... نه به 21 زبان زنده دنيا... بلكه به زبان قلبم گوش كن: تالاپ..تولوپ...
Alireza (موزیسین ِ خاندا...
غضنفر ميره بالا درخت چنار . ميپرسن چيكار ميكني؟ ميگه دارم توت ميخورم! ميگن الاغ اون درخت چناره. ميگه الاغ خودتي، توت تو جيبمه!
Alireza (موزیسین ِ خاندا...
اگه دزد بودي اولين چيزي كه از من مي دزدي چي بود؟؟ براي همه بفرست جوابهاي جالبي مي گيري ..... ولي اول جواب منو بده باشه؟
Alireza (موزیسین ِ خاندا...
اتش دوست اگر در دل ما خانه نداشت . عمر بي حاصل ما اين همه افسانه نداشت
Alireza (موزیسین ِ خاندا...
يارو زنگ ميزنه پيتزا فروشي ميگه يه پيتزا مي خواستم. فروشنده ميگه . به نام ... ؟ يارو ميگه . اخ اخ . ببخشيد .به نام خدا , يه پيتزا مي خواستم .
Alireza (موزیسین ِ خاندا...
پاييز از زمستون غمگين تره چون بهار و نديده، ولي من از پاييز غمگين ترم ، چون خيلي وقته تو رو نديدم
Alireza (موزیسین ِ خاندا...
اميدوارم خوشبختي مثل سگ پاچتو بگيره، مثل سوسك از سر و روت بالا بره، مثل انگل تو وجودت خونه كنه و مثل sms پشت سر هم واست بياد.
Alireza (موزیسین ِ خاندا...
انهايي كه رنگ پريدگي پاييز را دوست ندارند . نمي فهمند كه پاييز همان بهار است كه عاشق شده است ...
Alireza (موزیسین ِ خاندا...
يه يارو رفت حج نه نماز مي خوند . نه طواف ميكرد نه ... ازش پرسيدن چرا ؟ گفت به ما گفتن همه چيز با كاروانه
Alireza (موزیسین ِ خاندا...
در جهان ما اگر باده نبود . جاي ما مردم اواره نبود .
Alireza (موزیسین ِ خاندا...
زرد است كه لبريز حقايق شده است تلخ است كه با درد موافق شده است شاعر نشدي وگرنه مي فهميدي پاييز بهاري است كه عاشق شده است