Alireza (موزیسین ِ خاندا...
(نوشتم دوستت دارم ، پرانتز را نبستم ، بگذار این حقیقت تا ابد جریان بیابد .
Alireza (موزیسین ِ خاندا...
عجب موجود سخت جانی ست دل ! هزار بار تنگ میشود ، میشکند ، میسوزد ، میمیرد و باز هم برایت میتپد !
Alireza (موزیسین ِ خاندا...
برای عاشقی از نسل آدم / دو چشمت بهترین پیغام عالم / تمام آرزوهایم همین است / نبینم در نگاهت ذره ای غم .
Alireza (موزیسین ِ خاندا...
دوست داشتن نم نم باران است که کم کم می آید و به درازا می بارد ، چه زیباست اگر همواره اینگونه بباریم و ابر همیشه بهار آسمان محبت باشیم .
Alireza (موزیسین ِ خاندا...
صفایی بود دیشب با خیالت خلوت ما را / ولی من باز پنهانی خودت را آرزو کردم .
Alireza (موزیسین ِ خاندا...
دلتنگ مباش ، من قلبم را سایه بان دلت کردم و چشمانم را در انتظار دیدنت .
Alireza (موزیسین ِ خاندا...
عاشقی چیزی برای هدیه نیست / طرح دریا و غروب و گریه نیست / عاشقی یک کلبه ی ویرانه نیست / صحبت از شمع و گل و پروانه نیست / عاشقی تنهای تنها یک تب است / بی تو مردن در سکوت یک شب است .
Alireza (موزیسین ِ خاندا...
واژه ی دوستت دارم برای عظمت و شکوه قلب مهربانت چقدر بی رنگ است وقتی تو سرچشمه ی تمام خوبی ها هستی .
Alireza (موزیسین ِ خاندا...
دم به دم ساعت به ساعت خواهمت / گر خوشم یا ناخوشم در هر دو حالت خواهمت / گر زبانم را به جرم خواستنت بیرون کشند / آن زمان ای مهربان من با اشاره خواهمت .
Alireza (موزیسین ِ خاندا...
نمیخواهم قلب تو باشم که با هر اتفاق بشکنم ، میخواهم روح تو باشم که تنها در هنگام مرگ از تو جدا شوم .
Alireza (موزیسین ِ خاندا...
عشق یعنی با تو گشتن هم کلام / عشق یعنی انتظار یک سلام / عشق یعنی دستهای رو به دوست / عشق یعنی مرگ در راهت نکوست / عشق یعنی شاخه ای گل در سبد / عشق یعنی دل سپردن تا ابد
Alireza (موزیسین ِ خاندا...
ای که با یاد تو در آتش غم می سوزم / یاد من کن که به یادت همه شب می سوزم .
Alireza (موزیسین ِ خاندا...
از اداره ی کشاورزی مزاحمتون میشم ، لطفا به محبتی که تو دلم کاشتید رسیدگی کنید !
Alireza (موزیسین ِ خاندا...
نامه هایم را برای پاره کردن نوشتم ، می توانی بسوزانیشان ، حرف هایم را بی دلیل گفته ام ، می توانی فراموششان کنی ولی عشقم را از صمیم قلب بخشیده ام ، نمی توانی دوستم نداشته باشی !
Alireza (موزیسین ِ خاندا...
دستت را به من بده تا از آتش بگذریم ، آنان که سوختند همه تنها بودند !