♥ tannaz ♥
خدا همان است که من می خواهم ، کاش من هم همان بودم که خدا می خواست..
♥ tannaz ♥
گاهي اگر توانستي ، اگر خواستي ، اگر هنوز نامي از من در سر داشتي نه در دل! در كوچه ي تنهايي من قدمي بگذار ....شلوغيه كوچه ظاهريست..... نترس ، بيا، نگاهي پرت كن و برو همين.......
امیر کریمی
نامه سوم فروغ فرخزاد به همسرش پس از جدايي پرویز عزیزم نامه ی تو دو سه روز پیش برای من رسید نمی دانم چرا تا امروز برای آن جواب ننوشتم . ولی امروز بی اختیار حس کردم که باید برای تو نامه بنویسم . حالا ساعت 10 شب است همه خوابیده اند و من تنهای تنها توی اتاقم نشسته ام و به تو فکر می کنم اگر بگویم حالم خوب است دروغ گفته ام چون سرگردانی روح من درمان پذیر نیست و من می دانم که هرگز به آرامش نخواهم رسید . در من نیرویی هست . نیروی گریز از ابتذال و من به خوبی ابتذال زندگی و وجود را احساس می کنم و می بینم که در این زندان پابند شده ام . من اگر تلاش می کنم برای این که از اینجا بروم تو نباید فکر کنی که برای من دیدن دنیا های دیگر و سرزمین های دیگر جالب و قابل توجه است نه . من معتقدم که زیر این آسمان کبود انسان با هیچ چیز تازه ای برخورد نمی کند و هسته ی زندگی را ابتذال و تکرار مکررات تشکیل داده و مطمئن هستم که برای روح عاصی و سرگردان من در هیچ گوشه ی دنیا پناهگاه و آرامشی وجود ندارد . من می خواهم زندگی ام بگذرد . من زندگی می کنم برای این که زودتر این بار را به مقصد برسانم نه برای این که زندگی را دوست ..
امیر کریمی
نامه دوم فروغ به همسرش زمان زندگی مشترک ::: پرویز محبوبم این اولین نامه ای است که بلافاصله پس از ورود به تهران برایت می نویسم . مسافرت من با همه ی تلخی و ناراحتی هایی که داشت بالاخره گذشت و کنون که در ایناتاق خلوت به نوشتن این نامه مشغولم چیزی جز یک خستگی زیاد و رنج دهنده از آن همه ناراحتی ها در وجودم باقی نیست . هم الان از خانه ی شما آمده ام . پرویز به خاطر تو و به خاطر این که تو مادرت را دوست داری لازم دیدم که همین امشب به آنجا بروم . همه سلامت بودند و من هم تا آنجا که توانستم از زندگی خودمان و از تو برایشان صحبت کردم . حکمت هم بود پیغام تو را به او رساندم خوشبختانه از قراری که او می گفت جاویدی کار تو را درست کرده و حتی پول را هم گرفته فقط منتظر این است که بفهمد ایا پول را باید به من بدهد یا به تو در هر حال خودت می توانی درباره ی این موضوع تصمیم بگیری . پرویز مامانم لباسهای بچه ی مرا دوخته تخت و کمد هم سفارش داده و گفته است که کالسکه هم به اتفاق هم برایش انتخاب می کنیم و می خریم این هم یک مژده دیگر که تو پدرسوخته دیگر به فکر کالسکه و چیزهای دیگر نباش .
♥ tannaz ♥
دیروز ما زندگی را به بازی گرفتیم/ امروز،او ما را.../ فردا ؟ "قیصر امین پور"
♥ tannaz ♥
جایت،عزیزم ... در ایستگاه خالیست ... مثل جای من!
♥ tannaz ♥
گل که پژمرده شود ... برگ دیگر عزیز نیست ... ترس هر روزه ام این است
امیر کریمی
سه نامه از فروغ فرخزاد خطاب به همسرش پرويز شاپور انتخاب كرده ام نامه ها مربوط به سه مقطع از زندگي فروغ است نامه ها به قلم فروغ پيش از ازدواج، زندگي مشترك، جدايي از همسرش نگاشته شده است اما در يك چيز مشترك هستند ،عشق و دوست داشتن دوست داشتن وعشق را مي توان از فروغ آموخت....
امیر کریمی
بیخیال حرفایی که تو دلم جا مونده بیخیال قلبی که این همه تنها مونده ...
♥ tannaz ♥
پشت پنجره های بارانی شهر هیچ کس برای دلداری آسمان خورشید را هدیه نیاورده!