دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

#چهارراه یعنی #جامعه ... گاهی وقتا هیچ چیز مثه خالی کردن حرفها و گلایه هات رو یه کاغذ سفید بهت آرامش نمیده ... هر چی دوست داری بنویس ... خاطره ، شعر ، جوک ، شوخی ، گپ ، داستانک ، گلایه ... و هرچی ..

جزئیات گروه

شناسه 331
وضعیت فعال
- گروه عادی
- بدون مالک
دسترسی گروه عمومی
- ارسال توسط اعضا
موضوع گوناگون
ارسال 30245 پست
عضو 733 کاربر
طرفدار 48 کاربر

رتبه گروه

بر مبنای تعداد کاربر رتبه 17
بر مبنای تعداد هوادار رتبه 43
بر مبنای تعداد ارسال رتبه 3

کاربران گروه

(727 کاربر)

مدیران گروه

(3 مدیر)

برچسب‌های کاربری

چهار راه
شناسه‌: 331 · گوناگون
برای مشاهده قوانین و نکات مرتبط با گروه‌ها در شبکه‌ی دنبالر اینجا کلیک کنید.
مهشی ــد
مهشی ــد

روزایی منم مثٍ همه این واردا میذاشتم کپی های بی معنی ... کٍ ندارن ... الآن حرف میذارم گآهی وقتا کپی شدشو کٍ یکی نوشتتش //.... حداقل دلم خوشه که حسم دروغ نیس /.../ ....// //....

امیر کریمی
امیر کریمی

اون وقتا از دوستی استرلینگ و رامکال خیلی خوشم میامد ، چند هفته پیش تلویزیون داشت قسمت آخرشو نشون میداد ... جائی که استرلینگ به خاطر حفظ جون راکونش و همچنین بازگشتش به زندگی حیوانی ... رامکالو تو جنگل تنها گذاشتو رفت ... خیلی صحنه هاش ناراحت کننده بود / اون وقتا که همین پایانو دیده بودم نمیدونم اینقدر ناراحت شده بودم یا نه ؟ ولی این بار که حسابی تحت تاثیر قرار گرفتم ...

♥  tannaz  ♥
♥ tannaz ♥

از کویرآمده ام ، چشمم ازخاطره ی ریگ پر است. ابر من باش و دلم را بتکان.....

این ارسال را بازنشر کرده است.
امیر کریمی
امیر کریمی

یه داشتیم اخلاقش مثِ ... بود ، تنها کسی بود که به سردار هم باج نمیداد ، هر روز یه با خودش از خونه میاورد بعدها فهمیدم برای این که سربازا یا زیر دستا تو چایش خرابکاری نکنن این کارو میکنه / دوست دارم اونقدر مقرراتیو منظم باشم که منم فلاسک چای خودمو از خونه بیارم ...

میترا
میترا

تا حالا دقت کردین هرچی کنترل تلویزیون از دسترس دورتره برنامه ی درحال پخش عذاب آور تره !

میترا
میترا

این روزا غصه ها یکی یکی نمیان آژانس میگیرن همگی باهم میان

میترا
میترا

آقا من چن سال پیش رمز موفقیتمو عوض کردم الان هر کاری میکنم یادم نمیاد ۳ بارم اشتباه زدم بلوک شد میشه زندگیمو بسوزونم یکی دیگه بگیرم !؟

میترا
میترا

من واقعا نمی دونم این مخترع جانونی هدفش از اختراع این وسیله چی بوده ؟ اولین جایی که تو خونه ما نون کپک میزنه جانونیه !

میترا
میترا

غم‌انگیزترین ماجرا همین قصه جدایى آدمیزاد از رختخوابه بخصوص اگه مجبور باشى در یک صبح سرد و بى‌روح پاییزى خونه رو ترک کنى. اشک آدمو در میاره لامصب .

امیر کریمی
امیر کریمی

آرایشگریه که موهاتو با دقت و وسواس مِشِ سفید میکنه

امیر کریمی
امیر کریمی

بعضی چیزا تو زندگیمون هیچ نقطه ی آغازو اولی ندارن ... یه روز صبح از خواب پا میشیم میبینیم تو زندگیمونن

امیر کریمی
امیر کریمی

لبخندها چه خاطره ها که پشتشون ندارند ، ...

امیر کریمی
امیر کریمی

دیگه راحت عبور میکنم ... به راحتی ِ خوردن یه جرعه آب ... به راحتیِ کسره ای که زیر میگذارم

امیر کریمی
امیر کریمی

نبینم سردت باشه به اندازه ی هر دومون دارم ...

این ارسال را بازنشر کرده است.
میترا
میترا

این همه درس خوندیم بالاخره نفهمیدیم رابطه ی فیثاغورس با کی بود قضیه اش چی بوده اصلا بالاخره چی شد !؟