دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

#چهارراه یعنی #جامعه ... گاهی وقتا هیچ چیز مثه خالی کردن حرفها و گلایه هات رو یه کاغذ سفید بهت آرامش نمیده ... هر چی دوست داری بنویس ... خاطره ، شعر ، جوک ، شوخی ، گپ ، داستانک ، گلایه ... و هرچی ..

جزئیات گروه

شناسه 331
وضعیت فعال
- گروه عادی
- بدون مالک
دسترسی گروه عمومی
- ارسال توسط اعضا
موضوع گوناگون
ارسال 30245 پست
عضو 733 کاربر
طرفدار 48 کاربر

رتبه گروه

بر مبنای تعداد کاربر رتبه 17
بر مبنای تعداد هوادار رتبه 43
بر مبنای تعداد ارسال رتبه 3

کاربران گروه

(727 کاربر)

مدیران گروه

(3 مدیر)

برچسب‌های کاربری

چهار راه
شناسه‌: 331 · گوناگون
برای مشاهده قوانین و نکات مرتبط با گروه‌ها در شبکه‌ی دنبالر اینجا کلیک کنید.
♥  tannaz  ♥
♥ tannaz ♥

ديروز تو ماشين بودم که تو ترافيک يهو رسيدم به ماشين ِ يه حاج آقا...از اونجا که يهو حس شيطنتم گُل کرد صداي ضبط و زياد کردم....حاج آقاهه تا صدارو شنيدم سريع شيشه رو بست بعد اينجوري نگام کرد منم اينجوري نگاش کردم ....اينقده حال داد

♥  tannaz  ♥
♥ tannaz ♥

@ܔܜܔܔღ shadi ღܔܜܔܔ عزيزم ممنون از محبتت ، وقتي هم که نيستي مياي تو پروفايلم و پستهام و ميخوني...

این ارسال را بازنشر کرده است.
♥  tannaz  ♥
♥ tannaz ♥

اصن حس ِ کار کردن ندارم.....خب آخه آدم مگه روز ِ تعطيل مياد سر ِ کار؟؟؟؟

♥  tannaz  ♥
♥ tannaz ♥

يني الان که داشتم ميومدم شرکت، تو شهر انگاري خاک مرده پاشيدن.... همه لالا بودن.......

الينا
الينا

بانوي مهرباني هايم ! مي پرستم تمام صبوري كردن هايت ...و عاشقانه بوسه مي زنم به سفيدي موهايت كه روشن شد تا ثانيه ثانيه هاي زندگي ام تاريك نماند ... و من هنوز هم، هر روز، خدا را مي بينم كه از پشت تار به تارهايش براي طلوع هر روز زندگي ام ، دست تكان مي دهد.

الينا
الينا

حروف نامت كه از دلم جاري مي شود، لبانم مستانه مي رقصند و من لبريز مي شوم از عظمت آغوش تو

امیر کریمی
امیر کریمی

... شهرِ چهارراه هایِ بی ماشین ... شهرِ اجلاس ... شهرِ مردمانِ صبور ... شهرِ خدا ...

امیر کریمی
امیر کریمی

بعضی شبا وقتی هوا خیلی تاریک میشه میرم رو پله هایِ خر پشتک یه سیگار روشن میکنمو آروم آروم میکشم ... گاهی هم شَبَهِ یه آدمو رو یکی از پشتِ بوما میبینم که داره آرم آروم سیگار میکشه ... نمیدونم دختره یا پسر ... اونم حتما نمیدونه ...

امیر کریمی
امیر کریمی

خیلی از کارائی که مادرش اجازه نمیداد انجام بده ... همسرش وادارش میکنه انجام بده ...

امیر کریمی
امیر کریمی

بی آنکه جَذب میکنیم ... بی آنکه طَرد ...

امیر کریمی
امیر کریمی

کاش اونقدری تیز نشیم که با شنیدنِ فِ بریم ...

امیر کریمی
امیر کریمی

از نمایشگاه هائی که میرم مخصوصا تابستونیاش ... این نوشابه هائی که میندازن تو وان هایِ پر از فقط به خاطرم میمونه ... باقی بقایت ...

امیر کریمی
امیر کریمی

در جوابِ سوالِ شما هم اینجا زندگی میکنید ؟ گفتم : مدیرِ ساختمون آقایِ احمدیه ... بعد یه جور نگاهش کردم که انگار ... چرا سوالِ مرتبط با جوابمو نمیپرسی ؟ هان ؟ ...

امیر کریمی
امیر کریمی

دوستم اومد پیشم بِهِم گفت میخوام ازت مشورت بگیرم ... عرض کردم بفرمائید در خدمتم ... کلی حرف زد و مسائلو مشکلاتشو گفتو بلند شد رفت ... مشورتِ من کوش دوستِ عزیز ... این غصه هائی که تو رو دِلِ من گذاشتی که باید منم برم با یکی دیگه کنم ...

امیر کریمی
امیر کریمی

دُنیایم پُر از غافلگیریست ...