دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

#چهارراه یعنی #جامعه ... گاهی وقتا هیچ چیز مثه خالی کردن حرفها و گلایه هات رو یه کاغذ سفید بهت آرامش نمیده ... هر چی دوست داری بنویس ... خاطره ، شعر ، جوک ، شوخی ، گپ ، داستانک ، گلایه ... و هرچی ..

جزئیات گروه

شناسه 331
وضعیت فعال
- گروه عادی
- بدون مالک
دسترسی گروه عمومی
- ارسال توسط اعضا
موضوع گوناگون
ارسال 30245 پست
عضو 733 کاربر
طرفدار 48 کاربر

رتبه گروه

بر مبنای تعداد کاربر رتبه 17
بر مبنای تعداد هوادار رتبه 43
بر مبنای تعداد ارسال رتبه 3

کاربران گروه

(727 کاربر)

مدیران گروه

(3 مدیر)

برچسب‌های کاربری

چهار راه
شناسه‌: 331 · گوناگون
برای مشاهده قوانین و نکات مرتبط با گروه‌ها در شبکه‌ی دنبالر اینجا کلیک کنید.
امیر کریمی
امیر کریمی

من خیلی خوشحال بودم... من و نامزدم قرار ازدواجمون رو گذاشته بودیم... والدینم خیلی کمکم کردند... دوستانم خیلی تشویقم کردند و نامزدم هم دختر فوق العاده ای بود... فقط یه چیز من رو یه کم نگران می کرد و اون هم خواهر نامزدم بود... اون دختر باحال ، زیبا و جذابی بود که گاهی اوقات بی پروا با من شوخی های ناجوری می کرد و باعث می شد که من احساس راحتی نداشته باشم... یه روز خواهر نامزدم با من تماس گرفت و از من خواست که برم خونه شون برای انتخاب مدعوین عروسی... سوار ماشینم شدم و وقتی رفتم اونجا اون تنها بود و بلافاصله رک و راست به من گفت: اگه همین الان 500 دلار به من بدی بعدش حاضرم با تو ................! من شوکه شده بودم و نمی تونستم حرف بزنم... اون گفت: من میرم توی اتاق خواب و اگه تو مایل به این کار هستی بیا پیشم... وقتی که داشت از پله ها بالا می رفت من بهش خیره شده بودم و بعد از رفتنش چند دقیقه ایستادم و بعد به طرف در ساختمون برگشتم و از خونه خارج شدم... یهو با چهره نامزدم و چشمهای اشک آلود پدر نامزدم مواجه شدم! پدر نامزدم من رو در آغوش گرفت و گفت: تو از امتحان ما موفق بیرون اومدی... ما خیلی خوشحال

امیر کریمی
امیر کریمی

چون لازمت رياست علم و تخصص نباشد هر سوراخ مقعدي رياست كند!ا

امیر کریمی
امیر کریمی

نتيجه اخلاقي

امیر کریمی
امیر کریمی

براي تعيين رئيس، اعضاء بدن گرد آمدند مغز بگفت که مراست اين مقام که همه دستورات از من است سلسله اعصاب، شايستگي رياست از آن خود خواند که منم پيام رسان به شما ، که بي من پيامي نيايد . ريه بانگ بر آورد هوا، که رساند؟ ... من، بي هوا دمي نمانيد، پس رياست مراست و هر عضوي به نحوي مدعي ، تا به آخر که سوراخ مقعد دعوي رياست کرد اعضاء بناي خنده و تمسخرنهادند و مقعد برفت و شش روز بسته ماند . اختلال در کار اعضاء پديدار گشت . روز هفتم، زين انسداد جان ها به لب رسيد و سوراخ مقعد با اتفاق آراء به رياست رسید

امیر کریمی
امیر کریمی

لازمت نشستن و کار نکردن بالا نشستن است

امیر کریمی
امیر کریمی

نتيجه اخلاقي

امیر کریمی
امیر کریمی

خرگوش از کلاغي بر سر شاخه پرسيد که آيا من نيز ميتوانم چون تو نشسته ، کار نکنم؟ کلاغ پاسخ داد: چرا که نه خرگوش بنشست بي حرکت . روباهي از ره رسيد و خرگوش بخورد

امیر کریمی
امیر کریمی

.

امیر کریمی
امیر کریمی

------------------------

امیر کریمی
امیر کریمی

خطش جا افتاد

امیر کریمی
امیر کریمی

.هر که گندي بر تو انداخت، حتماً دشمن نباشد .هر که از گندي بدر آوردت، حتماً دوست نباشد .گر خوشي، دهان ببند و آواز، بلند مخوان

امیر کریمی
امیر کریمی

نتيجه اخلاقي

امیر کریمی
امیر کریمی

گنجشکي از سرماي بسيار قدرت پرواز از کف بداد و در برف افتاد .گاوي گذر همي کرد و تپاله بر وي انداخت . گنجشک ز گرماي تپاله جان بگرفت و به آواز مشغول شد . گربه اي آواز بشنيد، جست و گنجشک بدندان بگرفت و بخورد

امیر کریمی
امیر کریمی

با خوردن هر گندي شايد به بالا رسي، ليک در بالا نماني

امیر کریمی
امیر کریمی

نتيجه اخلاقي