...غزلواره ...
میشود کمی مرا دعا کنید...؟! من دلم عجیب زخمی است، جا نمیشوم نه در زمین نه در زمان... های خسته ام خدا مرا نگاه کن...
alla
یک استکان چای تازه دم به سلامتی ِ تو ! و یک شعر کوتاه برای دلخوشی خودم... چیز بیشتری ندارم ، در این ضیافت کوچک ..میزبان من ، میهمان اندیشهء تو !
alla
افـــــــــ ســـ ــوســـــ ـــــ...... افـــ ـــســـونــــ ـــــ زندگیـــــــ ـــــ ، چیــــــ ــــزیــــــ ـــــ جـــ ــــز ایـــــ ـــنـــــ نبـــــ ــــود: یــــــــ ـــــا مرگــــــــــــ* آررزو* یـــــــــ ـــــا *آرزوی* مرگـــــــــــــــ. !
alla
مدت ها..دلم تنگ یک رابطه عاشقانه بود.. رابطه ای که هر دو تلاش کنيم برای بهتر شدنش! برای ادامه دار شدن و ممتد شدنش! وقت بگذاريم و خطر کنيم! برای همیشگی بودنش! وبودنم !
آیینه ی خیال
از دردهایم شعر می چکد....... از جنس بغض هایی که زیر انبوه فریاد ......سکوت کرده اند! ............
alla
چایت را بنوش...نگران فردا نباش...از گندم زار منو و تو ،مشتی کاه ب جا می ماند..."نیما یوشیج"
alla
از بین کارهای دنیا...دل بستن ب دلت، بیشتر ب دلم.. می چسبد !
alla
دلم باران میخواهد... دلم هیاهو نمی خواهد... می خواهد اندکی با سکوت ،و نسیم ،و باران، قدم بزند... همین!
alla
روزي خليفه.. کنجکاو شد، دليل علاقه ي مجنون به ليلا را بداند، فرستاد ليلا را از منزل بدستور آوردند...، همين که چشمش به ليلا افتاد.. گفت: "از دگر خوبان تو افزون نيستي!" ليلا جوابش را چنين داد..: "آري، اما..چون تو مجنون نيستي !
alla
دل تنگم.. به قاعده ی یک سفر پر از جاده، پر از فاصله، به شماره ی اتوبوسهای راهِ شب، کافههایِ خمارِ در امتدادِ شب ،دل تنگم به اندازه تمامِ روزهایی که ما از بین اینهمه نبودن باز نبودن را انتخاب کرده ایم دل تنگم دل تنگ !
S̅̅h̅̅a̅̅h̲̅ K̲̅ℓ̲̲l̲̲i̲...
در مهربانی همچون باران باش که در ترنمش "علف هرز" و "گل سرخ" یکیست..
S̅̅h̅̅a̅̅h̲̅ K̲̅ℓ̲̲l̲̲i̲...
ماهی به آب گفت تو نمیتونی اشکهامو ببینی چون من تو آبم آب جواب داد اما من اشکهای تو را احساس میکنم چون تو توی قلب منی
S̅̅h̅̅a̅̅h̲̅ K̲̅ℓ̲̲l̲̲i̲...
عاقلانه انتخاب کن تا عاشقانه زندگـی کنی چون اگر عاشقانه انتخاب کنی عاجزانه زندگـی می کنی