...غزلواره ...
میشود کمی مرا دعا کنید...؟! من دلم عجیب زخمی است، جا نمیشوم نه در زمین نه در زمان... های خسته ام خدا مرا نگاه کن...
امان
نور........ دلیل تاریکی بود...... و سکوت دلیل خلوت . . . تنها عشق بی دلیل بود.........که تو دلیل ان شدی .........
امان
من........ به نغمه پرمهر تو..... عادت دارم .........
مصطفی
وقتیکه ب تو رسیدم هنوزم آهو نفس داشت...هنوزم چلچله انگار تو چشاش غم قفس داش... غزلک گریه نمی کرد تو شبای بی چراغی... منو تو هم قصه بودیم از ستاره به اقاقی....
مصطفی
هنوزم دستای گرمت جای امنی واسه گریس...تو قشنگی مثل بارون من دلم پراز گلایس... هنوزم تو این هیاهو توی ای بغض شبونه...منو گنجشکای خونه دیدنت عادتمونه...
פــُـسیـטּ
خداي مهربانم هرگز كسي را به آنچه قسمتش نيست عادت مده....
مصطفی
ی کاری کن که می تونی ... ی خونه شو تو ویرونی ... از بیشتر نپرس از عشق نمیدونم،نمیدونی.....
פــُـسیـטּ
بستن چشمهایت چیزی را عوض نمیکند. چون نمیخواهی شاهد اتفاقی باشی که میافتد، هیچ چیز ناپدید نمیشود. در واقع دفعه ی بعد که چشم باز کنی اوضاع بدتر میشود. دنیایی که توش زندگی میکنیم اینجور است ...
مصطفی
گر چه مجنونم و صحرای جنون جای من است... لیک دیوانه تر از من دل شیدای من است...
פــُـسیـטּ
پایان ثانیه های انتظار است وقتی حتی با یادش هم دلت نمی لرزد ...!
פــُـسیـטּ
امشب ؛ هنگام خوابیدن با خود قدری فکر کنیم… امروز چه کرده ایم که فردا لایق زنده ماندن باشیم …
פــُـسیـטּ
عاشق كه شدم دنيا يه بادكنك بزرگ قرمز شد و هوا رفت انقدر بالا و بالاتر رفت كه به خورشيد چسبيد و تركيد حالا مواظبم دفعه بعد كه عاشق شدم يه نخ به سر دنيا ببندم كه خيلي بالا نره... آخه ، مي ترسم اين بار هم ، يا گمش كنم يا بتركه!
פــُـسیـטּ
نه من آنم که ز فيض نگهت چشم بپوشم
نه تو آني که گدا را ننوازي به نگاهي
در اگر باز نگردد ، نروم باز به جايي
پشت ديوار نشينم ، چو گدا بر سر راهي
کس به غير از تو نخواهم
چه بخواهي چه نخواهي
باز کن در ، که جز اين خانه مرا نيست پناهي
مصطفی
کاش می شد لحظه ای پرواز کرد...حرف های تازه را آغاز کرد... کاش می شد خالی از تشویش بود... برگ سبزی توفه ی درویش بود..
sima
دنیا پر از تباهی است؛ نه به خاطر وجود آدم های بد؛ بلکه به خاطر سکوت آدم های خوب ...!