...غزلواره ...
میشود کمی مرا دعا کنید...؟! من دلم عجیب زخمی است، جا نمیشوم نه در زمین نه در زمان... های خسته ام خدا مرا نگاه کن...
Heartbroken
تک درخت زندگیم سوخت ، بگذار جنگل بسوزد.
Heartbroken
وقتی که خیلی دیره تازه میفهمی که اونیکه از همه ساکت تر بود بیشتر از همه دوست داشت ولی تو حواست به شیرین زبونی یه عشق دروغی بود .
Heartbroken
آن روز که می شکستم، می دانستم که از کاسه شکسته آب نخواهی خورد...
Heartbroken
ما هر چه تلخی بود تجربه کردیم ولی دیدیم چیزی تلخ تر از ندیدنت نیست
Heartbroken
هرگاه مرا دوست نداشتی فریاد نزن آرام در گوشم بگو تا آهسته بمیرم
Heartbroken
این نوای تو نیست میدانم , ناله های تو نیست میدانم , فقط جای پاست بر کوچه , جای پای تو نیست میدانم , آه این برگهای پاییزی , نامه های تو نیست میدانم , یک نفر گفت که دوستت دارم , این صدای تو نیست میدانم
Heartbroken
دلها از سنگه ، دنیا بی رنگه ، اینجوری به گوشیت نگاه نکن ، دلم برات تنگه !
Heartbroken
اگر گاهى ندانسته به احساس تو خنديدم , و يا از روى خودخواهى فقط خود را پسنديدم , اگر از دست من در خلوت خود گريه اى کردى , اگر بد کردم و هرگز به روى خود نياوردى , اگر زخمى چشيدى گاه گاهى از زبان من , اگر رنجيده خاطر گشتى از لحن بيان من ... حلالم کن... و بعد از آن دعايم كن
Heartbroken
شاید فاصله ها بتوانند نگاه ها را از هم دور کنند ولی قدرت این را ندارند که یادها را از هم دور کنند .
...غزلواره ...
تا از نگاه غیر بپوشم نگاه تو ... مژگان شوم به حلقه ی چشم سیاه تو ...خواهم چو جامِ باده بگردم به بزم نوش ... تا آشنا شوم به لب باده خواه تو.......
...غزلواره ...
ندیده درد جدایی ، جدا نشو از دل ...حبیب روح و دل من دوا چه می دانی....مگر خدا دل ِ تو مهربان کند با من ....ولی تو کافر مطلق ، خدا چه می دانی .........
alla
كاش مرا باور ميكردي ... همانطور که بودم... رنگ خودم ! و مرا آنگونه ميخواستي که ترسیم شده ام ... ساده ساده ! این دل کوچکم می شکند ،وقتی ... از باورهای غلط , جامه می بافی و به زور بر تنم می کنی ! آهسته فرو می ریزم ... با صدایی بلند ...!
alla
من از رسوم عاشقي.......فقط آب خواسته بودم...........
alla
...حتي اگر به عاشقي عادت كرده باشي.......من ديوانه شده بودم..فرق نميكرد .........اولين ...يا دومين.