...غزلواره ...
میشود کمی مرا دعا کنید...؟! من دلم عجیب زخمی است، جا نمیشوم نه در زمین نه در زمان... های خسته ام خدا مرا نگاه کن...
سحـــر خاتـــون
مـــن آروزهـــايـــم را از کـــی بخـــواهـــم؟؟ از تــــو؟ نــــه از تــــو نبـــايـــد چيـــزی خواســــت !! مــــی دانــــم!! ... صبــــر کــــن ! چســـب زخـــم چــــی؟ ايــــن يکــــی را کــــه مـــی شـــود خـــواســـــت؟؟ هــــرچنــــد بـــی فـــايـــده اســــت بــــه گمــــانـــم ايـــن را هــــم نــــداری!! کـــــاش کســــی بــــود تمـــام غصــه هايـــم را يــک جـــا قـــورت مـــــی داد
sima
من حــــــــــوای کسی بودم که دیر فهمیـــــــدم آدم نیست ...
sima
اشکهایم که سرازیر میشوند…… دیری نمی پایدکه قندیل می بندد… عجیب سرد است هوای نبودنت.
sima
هر روز این عشق یکطرفه را طی میکنم یکبار هم تو گامی بدین سو بردار نترس جریمه اش با من !
sima
خسته ام زندگی ام را می گذارم روی دوش ام و می روم سفر تنها چاره است...
سحـــر خاتـــون
انگار خواب هم که باشی ... آدم ها ... تعبیر َت می کنند ...
سحـــر خاتـــون
آدمی که تازه دست به زانو گرفته و جراحتهایش هنوز تازه است زخمش خشک نشده؛ پر از درد است؛ قوایش برنگشته… ... با یک تلنگر، باز میافتد؛ بد میافتد. زمینش بزنی حالا حالاها بلند نمیشودها!
سحـــر خاتـــون
من با تو بودم...اما ندیدی...«دیدگاه» (عاشق این شعرم با صدای خواجه امیری)
آیینه ی خیال
یادمان باشد ...بعضي هايمان شانس گفتن کلماتي را داريم که برخي ديگر حسرتش را ؛ کلماتي مثل : بابا، مامان ..... پسرم... دخترم......
alla
ومن امشب ...بيقرار تر از هميشه.......به انتظار مينشينم.............
...غزلواره ...
اعتبار آدم ها به حضورشان نیست ...به دلهره ای است که در نبودشان ایجاد می شود ........
...غزلواره ...
کنج دیوار . . . روبروی هم ! و چه خوب که قهوه را نخوردیم حرفهایمان به قدر کافی . . . تلخ بود !!