دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

قياس‌ ضد و نقيض‌ ها، نگفته ها را بیان کنید...

پارادوکس یعنی یه کاکتوس وسط صحرا!
پارادوکس یعنی یه لک رو دیوار!
مهم نیست چقدر کوچیکه، مهمه چون تاثیرگذاره!
اینجا قرار نیست همه نوشته‌ها پارادوکس داشته باشه، درسته شرط اول بر پارادوکس بودنشه، اما مــــــهم اینه چیزی باشه که تاثیر گذار باشه، سر سری ازش نگذریم !

جزئیات گروه

شناسه 297
وضعیت فعال
- گروه ویژه
- بدون مالک
دسترسی گروه عمومی
- ارسال توسط اعضا
موضوع گوناگون
ارسال 16172 پست
عضو 883 کاربر
طرفدار 35 کاربر

رتبه گروه

بر مبنای تعداد کاربر رتبه 8
بر مبنای تعداد هوادار رتبه 82
بر مبنای تعداد ارسال رتبه 9

کاربران گروه

(878 کاربر)

مدیران گروه

(1 مدیر)

برچسب‌های کاربری

پارادوکس
شناسه‌: 297 · گوناگون
برای مشاهده قوانین و نکات مرتبط با گروه‌ها در شبکه‌ی دنبالر اینجا کلیک کنید.
Behrooz
Behrooz

عشق ، نه زیبایی میخواد، نه احساس میخواد و نه پول... عشق فقط دو تا آدم میخواد تاکید میکنم دوتا "آدم".....

این ارسال را بازنشر کرده است.
Behrooz
Behrooz

من و تو دو نيمه از يك ماهيم هر كس بخواهد جدايمان كند بايد شق القمر كند...

Behrooz
Behrooz

متنفرم از مشکلاتی که تنها راه حلشان "گذر زمان" است !

Behrooz
Behrooz

گاهی روزگــــار، جوانــی را مچالـــــه میکند ...

Behrooz
Behrooz

هــي بـا تــــوام لعنتـــــــی !!! يـا بــهت ميـرسَـم . .. يـا نـِـمـيـزارَم کـسـي بــِـهـت بــرسـه ...

Behrooz
Behrooz

ليلی که می شوی ، مجنون شدن را کم می آورم ؛ آوای دلت را با کدامين ساز عاشقی می شود نواخت ؟ بند بند وجودم تار می شود ، دلم به لرزه مي افتد... مجنون شده ام !

Behrooz
Behrooz

مشکل پسرا اینه که با اینکه دوستت ندارن؛ تظاهر به دوست داشتنت می کنن ! مشکل دخترام اینه که در حالیکه دوستت دارن؛ تظاهر به دوست نداشتنت میکنن !

این ارسال را بازنشر کرده است.
Behrooz
Behrooz

از يه جايي به بعد باور مي کني کسي براي تنها نموندنِ تو نمياد اگه کسي مياد براي تنها نبودنِ خودشه !

این ارسال را بازنشر کرده است.
میرزا
میرزا

کاری بکنید که به هیچ دردی نخورد.

میرزا
میرزا

در جوانی بسیار ساده‌دل بودم. بدان حد که تا سی‌ سالگی می‌پنداشتم خون‌آشام‌ها تنها در افسانه‌ها می‌زیسته‌اند و در دنیای ما وجود ندارند. تازه در آن سن و سال بود که دانستم همان صورت‌های سرد و جذاب، همان عشق‌های آتشین و همان خون‌خواری در انسان‌های پیرامونم نیز تبلور می‌یابد... و افسوس که هربار که دندانی در گردنم فرو می‌رفت آن‌را عشقی بی‌پایان می‌انگاشتم. «گُه تو این زندگی»

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
میرزا
میرزا

امروز احساساتی هستم و تا شب چند پرنده را آزاد کنم خوب است؟

میرزا
میرزا

به دوستم می‌گویم «این نگاه شهوت‌انگیز چیه تو مخ ما کردن؟» دوستم می‌گوید «نمی‌دونم والا.» با هم به اندیشه فرو می‌رویم و من جواب سوال را پیدا می‌کنم اما به دوستم نمی‌گویم. به شما هم نمی‌گویم. به هیچ‌کس نمی‌گویم.

میرزا
میرزا

تازه یاد گرفته‌ام سه ساعت بخوابم و باقی روز را چرت بزنم. این‌جوری بهتر است. کلاً خوابی. وقتی ده دوازده ساعت بخوابی دیگر بقیه‌اش را نمی‌توانی بخوابی. اما این‌جوری موفق می‌شوی همه‌ی روز و شب و عصر و ظهر و هرچی که هست را بخوابی. خدایا نبوغم را از تو دارم و به خودت برمی‌گردانم. متشکرم.

مرد رهگذر
مرد رهگذر

من رویای پرواز را در قفس آموخته ام .. بال هایم برای تو! ...