دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

قياس‌ ضد و نقيض‌ ها، نگفته ها را بیان کنید...

پارادوکس یعنی یه کاکتوس وسط صحرا!
پارادوکس یعنی یه لک رو دیوار!
مهم نیست چقدر کوچیکه، مهمه چون تاثیرگذاره!
اینجا قرار نیست همه نوشته‌ها پارادوکس داشته باشه، درسته شرط اول بر پارادوکس بودنشه، اما مــــــهم اینه چیزی باشه که تاثیر گذار باشه، سر سری ازش نگذریم !

جزئیات گروه

شناسه 297
وضعیت فعال
- گروه ویژه
- بدون مالک
دسترسی گروه عمومی
- ارسال توسط اعضا
موضوع گوناگون
ارسال 16172 پست
عضو 883 کاربر
طرفدار 35 کاربر

رتبه گروه

بر مبنای تعداد کاربر رتبه 8
بر مبنای تعداد هوادار رتبه 82
بر مبنای تعداد ارسال رتبه 9

کاربران گروه

(878 کاربر)

مدیران گروه

(1 مدیر)

برچسب‌های کاربری

پارادوکس
شناسه‌: 297 · گوناگون
برای مشاهده قوانین و نکات مرتبط با گروه‌ها در شبکه‌ی دنبالر اینجا کلیک کنید.
Behrooz
Behrooz

از این جایی که من هستم. تمام شهر معلومه. کنارم خیلیا هستن. دلم پیش تو آرومه. به من بدبین نشو هرگز. بگو چی بوده تقصیرم. بجز آرامش حسی . که از چشمات میمیرم. اگه دلتنگ باشی تو. مثل باروون شروع میشم. که با هر قطره ی اشکت. منم که زیر و رو میشم.همیشه ساده رنجیدی. همیشه سخت بخشیدی. تو رو میبخشم این لحظه. شاید بازم منو دیدی...

Behrooz
Behrooz

هميشه مي‌گفت: «من اونقدرها هم كه به نظر ميام خوب نيستم» و هيچوقت شك نكردم كه تنها حرف راستي كه به من مي‌زد همين بود!

Behrooz
Behrooz

هيچ انتظاري از کسي ندارم !!! و اين نشان دهنده ي قدرت من نيست !!! مسئله ، خستگي از اعتماد هاي شکسته است ..

Behrooz
Behrooz

پسر : من اندازه ساسان مايه دار نيستم مثل اون بنز ندارم اما عاشقتم دختر: من هم عاشقتم داشتي مي گفتي ساسان ديگه چي ها داره!؟

Behrooz
Behrooz

ﻣﻦ ﺍﺯﺕ ﺧﺎﻃﺮﻩ ﺩﺍﺭﻡ ﺧﺎﻃﺮﻩ ﺩﺭﺩ ﮐﻤﯽ ﻧﯿﺴﺖ...

این ارسال را بازنشر کرده است.
Behrooz
Behrooz

مواظب باش کسی که هندوانه زیر بغلت می گذارد ، پوست موز هم زیر پایت می اندازد .....

این ارسال را بازنشر کرده است.
Behrooz
Behrooz

رفتنت... نبودنت... نامردیت... هیچکدوم نه اذیتم کرد نه واسم سوال شد... فقط یه بغض داره خفم میکنه... چه جوری نگات کرد که منو تنها گذاشتی؟؟؟

Behrooz
Behrooz

مانده ام چگونه هنوز دست و پایت سالم است وقتی که ناگاه به شدت از چشمانم افتادی !!!!

Behrooz
Behrooz

زندگی به تعداد لحظاتی که توش نفس می کشی نیست! به تعداد لحظاتیه که توش نفست بند میاد

Behrooz
Behrooz

هوای مُردن بیخ گوش من است همانجایی که روزی رد نفسهای تو بود!!

Behrooz
Behrooz

باز هم مشهد, مسافرها, هیاهوی حرم/ یک نفر فریاد زد آقا به دادم میرسی؟

Behrooz
Behrooz

به کودک خیابانی که چسب زخم میفروخت گفتم تمام چسب زخم هایت را هم که بخرم باز نه زخم های من خوب می شود نه زخم های تو ...!

Behrooz
Behrooz

گفتم : مگه تو نگفته بودی که ... گفت : ... دروغ گفتم .. !! ... ... گفتم : گفته بودی دروغ نمیگم !! گفت : دروغ گفته بودم!!!

Behrooz
Behrooz

هیچ اگر سایه پذیرد من همان سایه ی هیچم.......

Behrooz
Behrooz

هابیل ، برادرش را کشت رستم ، پسرش را خسرو پرویز ، پدرش را ناصرالدین شاه ، دامادش را من نیز ، دوم شخص مفرد مونث مفلوک را تا ثابت شود در ادبیات ما آشنایی زدایی حرف تازه ای نیست!

این ارسال را بازنشر کرده است.