دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

چه زیباســـــت ..

خیــــــالی کـــــــــه تو را ..

از آن همــــــه فــــاصــلــه می آورد

بـــه کـُـلــــــبــــــه " تنهـــــایی من "

جزئیات گروه

شناسه 10
وضعیت فعال
- گروه عادی
- بدون مالک
دسترسی گروه عمومی
- ارسال توسط اعضا
موضوع شعر و ادبیات
ارسال 15507 پست
عضو 959 کاربر
طرفدار 93 کاربر

رتبه گروه

بر مبنای تعداد کاربر رتبه 6
بر مبنای تعداد هوادار رتبه 5
بر مبنای تعداد ارسال رتبه 10

کاربران گروه

(955 کاربر)

مدیران گروه

(4 مدیر)

برچسب‌های کاربری

تنهایی من
شناسه‌: 10 · شعر و ادبیات
برای مشاهده قوانین و نکات مرتبط با گروه‌ها در شبکه‌ی دنبالر اینجا کلیک کنید.
ᔕᗩᙢᓰ
ᔕᗩᙢᓰ

بـــرای وصــــف خـــاطـــــرات کـلـــمــــات را یکـــی یکــــی مــــزه کــــرد همـــــه تلـــــخ بـــــود !

ᔕᗩᙢᓰ
ᔕᗩᙢᓰ

سالهاست که معنای این را نفهمیده ام “رفت و آمد” یا “آمد‌ و رفت” ؟ آدمها می‌روند که برگردند ، یا می‌آیند که بروند.............

ᔕᗩᙢᓰ
ᔕᗩᙢᓰ

گــــفته باشــــم...!!! مـــن درد مــــــــی کــشــم! تــــو امــــا …. چشم هـــــایت را ببنـــــــد!!!... سخت است بـدانـــــم می بینی ، و بی خیــــــــــالی

❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁

روزهای تنهایی سخت نیست سرده …

♫ °˚˚ ♥ ∂ † ß ί ♥ ˚˚° ♫
♫ °˚˚ ♥ ∂ † ß ί ♥ ˚˚° ♫

خاطرمان باشد شاید سال ها بعد در گذر جاده ، بی تفاوت از کنار هم بگذریم و بگوئیم آن غریبه چقدر شبیه خاطراتم بود ...

ᔕᗩᙢᓰ
ᔕᗩᙢᓰ

ديـــگه به هر چيز دنيا كه دست مي زنم خدا تَق مي كوبه رو دستم ميگه دست نزن... حق تو نيست . سهمت تموم شده از دنيا

♫ °˚˚ ♥ ∂ † ß ί ♥ ˚˚° ♫
♫ °˚˚ ♥ ∂ † ß ί ♥ ˚˚° ♫

رنج تنهایی.... رنج تلخ است ولی وقتی آن را به تنهایی می کشیم تا دوست را به یاری نخوانیم، برای او کاری می کنیم و این خود دل را شکیبا می کند طعم توفیق را می چشاند و چه تلخ است لذت را "تنها" بردن و چه زشت است زیبایی ها را تنها دیدن و چه بدبختی آزاردهنده ای ست "تنها" خوشبخت بودن در بهشت تنها بودن سخت تر از کویر است در بهار هر نسیمی که خود را بر چهره ات می زند یاد "تنهایی" را در سرت زنده میکند "تنها" خوشبخت بودن خوشبختی ای رنج آور و نیمه تمام است " تنها" بودن ، بودنی به نیمه است و من برای نخستین بار در هستی ام رنج "تنهایی" را احساس کردم...

ᔕᗩᙢᓰ
ᔕᗩᙢᓰ

می نویسم نامه و روزی از اینجا میروم ، با خیال او ولی تنهای تنها میروم در جوابم شاید او حتی نگوید کیستی ؟ شاید او حتی بگوید لایق من نیستی ، می نویسم من که عمری با خیالت زیستم ، گاهی از من یاد کن حالا که دیگر نیستم .

ᔕᗩᙢᓰ
ᔕᗩᙢᓰ

تاحالا شده شوخی شوخی به چشام نگاه کنی تا بفهمی جدی جدی دوست دارم .

ᔕᗩᙢᓰ
ᔕᗩᙢᓰ

نقــاش بـاشـی! چـقــدر می گیـری بیایی و صفحه های سیاه دلم را رنـگ کنی؟ بـعـــد بـرای دیــوار اتاق دلـــم یــــک روز آفتابی بکشی که نــــور آفتـــاب تا میـانه اتاق آمــــده باشد ... راستـــــی مـــن روی صـــورتــم یـــک خنــــــده می خـــواهـــم نــرخ ِ خـنـــــده که گـــــران نیســــت؟

ᔕᗩᙢᓰ
ᔕᗩᙢᓰ

این روزها .. چقدر شبیه آرزوهای من است .. هر دو دود می شوند

ᔕᗩᙢᓰ
ᔕᗩᙢᓰ

شجاعت مـی خواهد وفادار احساسـی باشـی کـه میدانـی شکست مـی دهد روزی نفس های را

❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁

. . . تـــــــــــــــــــــــو همان شقایق معروف سهرابی!!! تا تــــو هستی زندگــــــــی باید کرد… . .

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
ᔕᗩᙢᓰ
ᔕᗩᙢᓰ

دلم می خواست زمان را به عقب باز می گرداندم .... نه برای اينکه آنهايی که رفتند را باز گردانم ؛ برای اينکه نگذارم بيايند .!

ᔕᗩᙢᓰ
ᔕᗩᙢᓰ

دیروز عزراییل را دیدم با همان کیف پستچی مآبش پر از قبض روح و به سراغ مشترکین می رفت مصرف عمر من بالا رفته است خیلی زود نوبت من می شود.