❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
فکر می کنم ؛ فکر می کنم ... بهشت جاییست که پای هیچکس روی برگ های زرد و خشک روی زمین نمی رود و قلب هیچ برگی نمی شکند... می شنوم ؛ هر روز صدای خرد شدن پاییز را زیر پاهایم می شنوم... و پاییز یعنی قلب تمام برگ های خشک... و من چقدر از بهشت دورم! دور!
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
اگر دروغ رنگ داشت؛ هر روز شاید، ده ها رنگین کمان، در دهان ما نطفه می بست، و بیرنگی، کمیاب ترین چیزها بود... اگر شکستن قلب و غرور، صدا داشت؛ عاشقان، سکوت شب را ویران میکردند... اگر به راستی، خواستن، توانستن بود؛ محال نبود وصال! و عاشقان که همیشه خواهانند، همیشه می توانستند تنها نباشند... اگر گناه وزن داشت؛ هیچ کس را توان آن نبود که قدمی بردارد، خیلی ها از کوله بار سنگین خویش ناله میکردند، و من شاید؛ کمر شکسته ترین بودم... اگر غرور نبود؛ چشمهایمان به جای لبهایمان سخن نمیگفتند، و ما کلام محبت را در میان نگاههای گهگاهمان، جستجو نمی کردیم... اگر... اگر... اگر...
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
در ابتدای کودکی آدمها را سفید میدیدم مدتی بعد، یادگرفتم که آدمها سفید وسیاه هستند در نوجوانی فقط سیاه ها را دیدم ولی بعد سفید ، سیاه و خاکستری شدند اما الان در اوج جوانی، حالا که نه سیاهی می بینم ونه سفیدی خواهم گفت که سفید سفید و سیاه سیاه وجود ندارد، همه خاکستری اند
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
یکی از عاشقانه ترین صدا ها در دوران جاهلیت صدای کانکت شدن مودم به اینترنت بود ... یادش بخیر
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
دلــــم بـهـانه ای میـخواهـد بــرای ادامـه زنـدگی مــثل یکــ بـوسـه عاشــقـانـه کــه یــادم بیــاورد هـنـوز زنده امــ
نیلـツــو
دلــــــم را بیگــــدار بــه آبـــــ زدم......
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
چـقـدر بـگـویـم ؟ قـرص آرامم نـمــی کــنــد !!! آغـــوش تــــــو . . . تـنـهـا آرام بـخــش ِ مــن اسـت . . . !!
نیلـツــو
من در سرزمینی زندگی میکنم که دویدن سهم کسانی است که نمی رسند . ورسیدن حق کسانی است که نمی دوند....خدایـــــــــــــــا... یک دسـتی بـه زندگیـمان بکـش...
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
روي بـي تــابي ام تــــاب مـــي خــــورم تـــا بيــــايـــي....!
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
از نردبان ِ موهایت که پایین می آیم، در حیاط خلوت شانه هات … مهمانم کن به نوشیدن ِ یک فنجان لبریز از شراب سرخ لبت ! و راهی ام کن … راه ِ زیادی نمانده مقصد بعدی: " ایستگاه اول قلب تو" زخم زندگی ات منم همه به زخم هایشان دستمال می بندند تو اما به زخمت دل بسته ای
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
نمی خواهم خاطره ی فردایم شوی!
امروز من باش
حتی لحظه ای……!