❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
متنفرم از انسان هایی که دیوار بلندت را می بینند ولی به دنبال همان یک آجر لق میان دیوارت هستند که ... تو را فرو بریزند...! تا تو را انکار کنند...! تا از رویـــت رد شـــوند.
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
بگذار مرز تنهایی را رد کنم ... ببین...گذرنامه ام فقط مهر لبهایت را کم دارد....
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
یکی را دوست دارم ، که میدانم او دیگر برایم یکی نیست ، او برایم یک دنیاست
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
مینویســــم نامه و روزی از اینجا میروم با خیال او ولی تنهــای تنــــها میروم در جوابم شاید او حتی نگویــد کیســــتی؟ شایـــد او حتی بگوید لایــق من نیســــــــتی! مینویسم من که عمــــــری با خیانــــت زیستم گاهی از من یـاد کـــــن اکنون که دیگـــر نیستم
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
به دنبالم نیا امروز كه من بی تاب دیروزم چه دلتنگم از این باران كه می بارد بروی عشق من امروز برو دیگر مرا نشكن شكستم من همان دیروز همان دیروز كه تو رفتی ...
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
چــقـــدر شـــبـــیـــه ☂ بــارونـــــــــی ☂ بـــانـ ـو خـ ـودت نمـــیـــدونــ ـــــی Ƹ̵̡Ӝ̵̨̄Ʒ چــ ـــشــــمــــای تــــو بــ ـــــی انـــ ــ ـدازه از تـــ ـو یــ ــ ـه زیــــبـــــا مـ ـیـــســـازه Ƹ̵̡Ӝ̵̨̄Ʒ
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
آن لحظه ها همیشگی نبود ، عشق تو در قلبم ماندنی نبود ، بودنت در کنارم تکرار نشدنی بود! آری عشق های این زمانه همین است ، زود می آید و زود میگذرد... تا عشق تو آمد در قلبم، تو رفتی ، تا آمدم بگویم نرو ،رفته بودی ، تا خواستم فراموشت کنم خودم را فراموش کردم همیشه کسی بود که به درد دلهایم گوش میکرد ، همیشه کسی بود که اشکهایم را از گونه هایم پاک میکرد ، اینک من مانده ام و تنهایی ، ای یار بی وفای من کجایی ؟ یادی از من نمیکنی ، بی وفاتر از بی وفایی ، بی احساستر از تنهایی دیگر نمیخواهم همیشه مثل گذشته باشم ، میخواهم آزاد باشم ، میخواهم دائما پیش خودم بگویم که تا به حال کسی مثل تو را در قلبم نداشتم!
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
از همان روزی که دست حضرت قابیل گشت آلوده به خون حضرت هابیل از همان روزی که فرزندان آدم زهر تلخ دشمنی در خون شان جوشید آدمیت مرد !!!
ملیحه
اين قسمت هيجي ننويسين و خالي بذارين......