!L@
گاهی وقتا از نردبان بالا میری تا دستان خدار رو بگیری ! غافل از اینکه خدا پایین ایستاده و نردبان را محکم گرفته که تو نیفتی .
!L@
هر عشقی می میرد خاموشی می گیرد ، عشق تو نمی میرد / باور کن بعد از تو دیگری در قلبم جایت را نمی گیرد .
!L@
من عاشقم ، گواه من این قلب چاک چاک است ، در دست من جز این سند پاره پاره نیست / یارت چه چشمه است محبت که من از آن ، یک قطره نوش کردم و دریا گریستم .
!L@
عشق اگر با عفت توأم شود گوهری است گرانبها و در عشق فاصله بین خطا و پاکی یک بوسه است .
!L@
سهل است بگویم که گرفتار تو هستم / من در پی این حادثه غمخوار تو هستم / هر چند که تو دور از منی و من ز تو دورم / بر جان تو سوگند که دوستدار تو هستم .
!L@
شاعر از کوچه ی مهتاب گذشت ، لیک شعری نسرود ، نه که معشوقه نداشت ، نه که سرگشته نبود ، سال ها بود دگر کوچه ی مهتاب خیابان شده بود .
!L@
خدایا وقتی ازم گرفتی و بهم بخشیدی ، فهمیدم که معادله زندگی نه غصه خوردن برای نداشته هاست و نه شاد بودن برای داشته ها .
!L@
تا هستم ای رفیق ندانی کیستم / روزی به سراغم آیی که نیستم .
!L@
بهترینم اگر دل سپردن به تو یک خطاست ، به تکرار باران خطا می کنم .
!L@
یه ضرب المثل چینی میگه : برنج سرد را می توان خورد ، چای سرد را می توان نوشید ، اما نگاه سرد را نمی توان تحمل کرد .
!L@
خاک شد هر که بر این خاک زیست / خاک چه داند که در این خاک کیست / سرانجام که باید در خاک رفت / خوشا آنکه پاک آمد و پاک رفت .
!L@
توی ویترین زندگی هیچ وقت به عروسکی نگاه نکن که مال تو نیست ، چون اون فقط وسوسه ات می کنه که اونی رو که داری از دست بدی .
!L@
خیال می کردم عشق عروسکی است که می توان با آن بازی کرد ، ولی افسوس اکنون که معنی عشق را درک کرده ام فهمیده ام که خود عروسکی هستم بازیچه ی دست سرنوشت .
!L@
دوست دارم به حدی که خدا می داند / این گفته فقط باد صبا می داند / مهرت ای لیلا زمانی ز دلم پاک شود / که همه پیکر من زیر زمین خاک شود .
!L@
سرخی چشم کبوتر هیچ می دانی ز چیست ؟ نامه ام می برد و بر درد دلم خون می گریست .