سحر
دلم برای کسی تنگ است که چشمانم ، چشمانش را می طلبد … دلم برای کسی تنگ است که مشامم به دنبال عطر تن اوست…
سحر
دلم برای کسی تنگ است که گوشهایم، شنیدن صدایش را حسرت می کشد …
سحر
دلم برای کسی تنگ است که دستانم دستان پر مهرش را می طلبد… دلم برای کسی تنگ است که سرم شانه هایش را آرزو دارد…
سحر
دلم برای کسی تنگ است که با زیبایی کلا مش مرا در عشقش غرق می کند… دلم برای کسی تنگ است که تنم آغوشش را می طلبد …
سحر
دلم برای کسی تنگ است که دلتنگ است… دلم برای کسی تنگ است که طلوع عشق را به قلب من هدیه می دهد …
soosi
تو را بارها و بارها از دست دادم...
soosi
نمیدونی چه دردی داره وقتی این میگه "کنار ِ من تنها" ولی تو میدونی که تنها نیست...!!!!
// نــــسیم //
سرم پایین می افتد تا نگویی فال من خوب است ..............چه می خواهی بگویی فالگیر ،این واقعا" ،خوب است؟! خودت باید بفهمی این که خود سوزی ست ،کارمن ...........نمی فهمم بگو آخر کجای سوختن خوب است؟!
✘ farHad ✘
حالا که رفته ای این روزها دلتنگم... دلتنگم که رفته اند آن روزها
✘ farHad ✘
مثل كبریت كشیدن در باد دیدنت دشوار است من كه به معجزه عشق ایمان دارم می كشم آخرین دانه كبریتم در باد هر چه باداباد...
سحر
این روزها کسی به خودش زحمت نمی دهد یک نفر را کشف کند, زیبایی هایش را بیرون بکشد …تلخی هایش را صبر کند… آدم های امروز دوستی های کنسروی می خواهند؛ یک کنسرو که فقط درش را باز کنند بعد یک نفر شیرین و مهربان از تویش بپرد بیرون و هی لبخند بزند و بگوید حق با توست
سحر
فقط با دوست می توان قهر کرد غریبه ناز ما را نمی کشد.
سحر
چه حس بديه وقتی بدوني هيچ كس براي ديدنت ذوقي نداره ... وقتي بدوني بودن و نبودنت براي هيچ كس مهم نيست... وقتي مي فهمي انسان مزخرفي بودي مغزت نيم سوز مي شه. اون وقته كه به خودت شك مي كني... بيزارم از تمام آرزوهاي سرابي كه فقط منو بيشتر عذاب مي دن. خسته ام از نگاههای بی حد و مرز چشم ها که جز فریب تداعی هیچ چيز ديگري برای من جوان نيست... نفرين به انتظار كه حتي نام زندگي رو از من گرفت .... و منو دست خالي در اين دنيا رها كرد