soosi
یک لحظه دلم خواست صدایت بکنم / گردش به حریم با صفایت بکنم / آشوب دلم به من چنین فرمان داد / در سجده بیفتم و دعایت بکنم
soosi
یک رنگ و بوی تازه از عشق بگیر / پر سوزترین گدازه از عشق بگیر / در هر نفسی که می تپی ای دل / یادت نرود اجازه از عشق بگیر
soosi
سالها در کوچه ی دل یاد تو بود ، یاد آن کوچه و آن رهگذر خسته بخیر . . .
soosi
بی تو پیمودن شب ها شدنی نیست / شبهای پر از درد که فردا شدنی نیست / گفتم که برایت بفرستم دل خود را / افسوس که چون نامه دلم تا شدنی نیست
soosi
اگر پروانه بودم می پریدم / همین حالا حضورت می رسیدم / ولی پروانه نیستم پر ندارم / دلم تنگ است ولی چاره ندارم
soosi
هیچ جایی برای رفتن و هیچ چیزی برای رسیدن وجود ندارد . تو در حال حاضر همانجایی هستی که لازم است باشی. تنها گناه طلب کردن است و تنها راه گمراهی گشتن...
soosi
بگذار که بر شاخه این صبح دلاویز / بنشینم و از عشق سرودی بسرایم / آن گاه به صد شوق چو مرغان سبکبال / پر گیرم از این بام و به سوی تو بیایم
soosi
چه میشد زمین گرد نبود تا من یک گوشه به انتظار تو بنشینم؟؟؟
soosi
قسم به لحظه هاي عاشقانه اي كه اشك دوباره حلقه مي زند به چشم من، براي تو تمام آسمان شهر تيره مي شود و من هنوز خيره مانده ام به سمت روشناي تو...
soosi
آنقدر باورت دارم که وقتی می گویی باران ... خیس می شوم!!!
soosi
من آن مجنون تنهاي غريبم / كه از سهم دو دستت بي نصيبم / به دل گفتم كه روزي خواهي آمد / و دل مي داند او را مي فريبم
soosi
اینجا مهم نیست کجاست بی تو همه جا دور دست است ...
soosi
با گریه گفتم آخر منو بی یارو یاور به دست که میسپاری؟
soosi
نرسد دست تمنا چون به دامان شما / می توان چشم دلی دوخت به ایوان شما / از دلم تا لب ایوان شما راهی نیست / نیمه جانی است درین فاصله قربان شما
soosi
دیدی آن را که تو خواندی به جهان یارترین / سینه را ساختی از عشقش سرشارترین / آنکه می گفت منم بهر تو غمخوارترین / چه دل آزارترین شد چه دل آزارترین!