دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

جايي براي با هم بودن !

جزئیات گروه

شناسه 140
وضعیت فعال
- گروه عادی
- بدون مالک
دسترسی گروه عمومی
- ارسال توسط اعضا
موضوع گوناگون
ارسال 1391 پست
عضو 266 کاربر
طرفدار 23 کاربر

رتبه گروه

بر مبنای تعداد کاربر رتبه 124
بر مبنای تعداد هوادار رتبه 162
بر مبنای تعداد ارسال رتبه 75

کاربران گروه

(263 کاربر)

مدیران گروه

(1 مدیر)

برچسب‌های کاربری

دوستانه
شناسه‌: 140 · گوناگون
برای مشاهده قوانین و نکات مرتبط با گروه‌ها در شبکه‌ی دنبالر اینجا کلیک کنید.
نيما
shetj.jpg نيما

اگه بخوای ، میشه .. فقط باید تلاش کنی

نيما
rpxm8now0scb1tx9b8j.jpg نيما

خدایا ؛ کسی را که قسمت کس دیگریست، سر راهمان قرار نده ، تا شبهای دلتنگیش برای ما باشد و روزهای خوشش برای دیگری ... ـ

نيما
نيما

شاید هر عابری شاعری باشد پس به هر عابری سلام کنیم

نيما
rozemadar.jpg نيما

به سلامتی مادرم که بخاطر من شکمش را بزرگ کرد. بخاطر او که خط چشمش را با عینک عوض کرد، بخاطر او که میهمانی های شبانه را با شب بیدار ماندن در کنار من عوض کرد، پول کیفش را با پوشک بچه عوض کرد. بخاطر آن مادری که همه چیز را با عشق عوض کرد .

نيما
نيما

يارو رفته مادرشو گذاشته خونه سالمندان بعد ميگه ميخوام يه هديه واسه مامانم بخرم كه سورپرايز بشه

نيما
نيما

یادت هست مادر؟ اسم قاشق را گذاشتی قطار، هواپیما، کشتی؛ تا یک لقمه بیشتر بخورم یادت هست؟ شدی خلبان، ملوان، لوکوموتیوران میگفتی بخور تا بزرگ بشی آقا شیره بشی... ـ خانوم طلا بشی و من عادت کردم که هر چیزی را بدون اینکه دوست داشته باشم قورت بدهم حتی بغض های نترکیده ام را

نيما
نيما

واسه خواستگار خواهرم رفتیم تحقیق... زنگ خونه ی همسایشونو زدیم یه دختره اومده دم در میگیم در مورد پسر همسایتون اومدیم تحقیق با تعجب گفت کدوم؟ میگم فلانی... میگه کدوم یکی از داداشا؟ میگم رضاشون... با بهت و تعجب گفت... ای رضای نامرد...

نيما
نيما

تو روم یاهو دختره به من میگه اهل کجایی؟ میگم: مشهد ... میگه مشهد کجاست؟ میگم: امام رضا... میگه نمیشنایم .. میگم: تو کجایی؟ میگه: آلمان... میگم چند ساله رفتین... میگه 2 ساله

نيما
نيما

اشتباه همیشه ازشاپرک های عاشق نیست باورکن شقایق هم دیگرآن شقایق نیست

نيما
نيما

مادرگفت: بچه اینقدرپی دلت نرو،آخرش سربه کوه میزاری... فردای آن روز، دلم را در کوهی مخفی کردم بدون اینکه یادم باشد، سربه کوه گذاشته ام...

نيما
نيما

-شاعری شعری گفت، دخترغمگینی ازمیان اشعار دست برگرده ی دیوارگذاشت، رنسانس غصه است.

نيما
نيما

ماهِ مان را درجیب کدام شب! ودیعه نهادی؟ که نامم دیگرانگار بی توعزیزنیست... ببین ساده می گویم: ماهم را پس بیاور دوست من.

نيما
نيما

به همان سادگی که کلاغ سالخورده بانخستین سوت قطار سقف واگن متروک را ترک می گوید: دل، دیگر درجای خودنیست به همین سادگی.

نيما
نيما

چه فروشگاه خوبی، روی قلبی نوشته بود همراه با گارانتی.

نيما
نيما

قلبم دلش شلغم می خواست، تاسرماخوردگی ذهنش را به یادنیاورد.