دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

بچه های دوره دوباره دور هم جمع می شن. (هر مطلبی دوست داری می تونی بزاری تا جایی که به کسی بی احترامی نکنی)
نحوۀ ارسال مطلب از طریق پیامک به گروه بر و بچز دوره :

1- ابتدا صفحه پیامک خود را باز کنید.
2- سپس قبل از نوشته مورد نظرتون داخل کروشه عدد شناسه گروه که عدد 293 می باشد را وارد کنید. بصورت [293]
3- پیامک را به شماره 30007650004444 ارسال کنید

جزئیات گروه

شناسه 293
وضعیت فعال
- گروه عادی
- دارای مالک
دسترسی گروه عمومی
- ارسال توسط اعضا
موضوع گوناگون
ارسال 61575 پست
عضو 1104 کاربر
طرفدار 111 کاربر

رتبه گروه

بر مبنای تعداد کاربر رتبه 3
بر مبنای تعداد هوادار رتبه 4
بر مبنای تعداد ارسال رتبه 1

کاربران گروه

(1100 کاربر)

مدیران گروه

(5 مدیر)

برچسب‌های کاربری

دوره
شناسه‌: 293 · گوناگون
برای مشاهده قوانین و نکات مرتبط با گروه‌ها در شبکه‌ی دنبالر اینجا کلیک کنید.
آقـا اَمـیـن
آقـا اَمـیـن
در دوره

@آقـا اَمـیـن انقدر از تنهایی نترس ، تو تنهایی وارد این دنیا شدی . . .

این ارسال را بازنشر کرده است.
آقـا اَمـیـن
آقـا اَمـیـن
در دوره

هستند کسانی که از شدت دلتنگی به کما رفته اند... حرف می زنند... راه می روند... نفس می کشند... ولی چیزی حس نمی کنند...!! فقط فکر میکنند و فکر می کنند و فکر می کنند...!

این ارسال را بازنشر کرده است.
آقـا اَمـیـن
آقـا اَمـیـن
در دوره

من به اندازه چشمان تو غمگین ماندم و به اندازه هر برق نگاهت نگران ، تو به اندازه تنهایی من شاد بمان.

آقـا اَمـیـن
آقـا اَمـیـن
در دوره

پیراهن نگاه مرا مکش از پشت !!!که بر می گردم و بیخیال عزیزهای مصری و یعقوب های چشم به راه...... چنان به خود می فشارمت که هفتاد و هفت سال تمام باران ببارد و گندم درو کنیم...!

آقـا اَمـیـن
آقـا اَمـیـن
در دوره

قضاوت و پیش داوری در مورد یک شخض مشخص نمیکند که او کیست مشخص میکند شما کیستید

marzi
marzi
در دوره

يكي از روزهاي سال اول دبيرستان بود. من از مدرسه به خانه بر مي‌گشتم كه يكي از بچه هاي كلاس را ديدم. اسمش مارك بود و انگار همه‌ي كتابهايش را با خود به خانه مي برد. با خودم گفتم: 'كي اين همه كتاب رو آخر هفته به خانه مي‌بره. حتماً اين پسر خيلي بي حالي است!' من براي آخر هفته‌ام برنامه‌ريزي كرده بودم (مسابقه‌ي فوتبال با بچه‌ها، مهماني خانه‌ي يكي از همكلاسي‌ها) بنابراين شانه‌هايم را بالا انداختم و به راهم ادامه دادم. همينطور كه مي‌رفتم،‌ تعدادي از بچه ها رو ديدم كه به طرف او دويدند و او را به زمين انداختند. كتابهاش پخش شد و خودش هم روي خاكها افتاد. عينكش افتاد و من ديدم چند متر اونطرفتر، ‌روي چمن‌ها پرت شد. سرش را كه بالا آورد، در چشماش يه غم خيلي بزرگ ديدم. بي‌اختيار قلبم به طرفش كشيده شد و به طرفش دويدم. در حاليكه به دنبال عينكش مي‌گشت، ‌يه قطره درشت اشك در چشمهايش ديدم. همينطور كه عينكش را به دستش مي‌دادم، گفتم: 'اين بچه‌ها يه مشت آشغالن!' او به من نگاهي كرد و گفت: 'هي، متشكرم!' و لبخند بزرگي صورتش را پوشاند. از آن لبخندهايي كه سرشار از سپاسگزاري قلبي بود. ::::>ادامه در دیدگاه

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
آقـا اَمـیـن
آقـا اَمـیـن
در دوره

@آزاده ایــرانی کاش... با هم در کوچه های این شهر راه برویم... می خواهم جاهایی را که مُرده ام نشانت بدهم!

این ارسال را بازنشر کرده است.
آقـا اَمـیـن
آقـا اَمـیـن
در دوره

ایـن روزهــا حســی دارم .. آمیختـــه با دلتنــــگی .. بــازوانـــی مــیخواهم کـــه تنـگــــ در بـَــرَم گیـــرد .. امــا نــه هـَـر بــازوانـــی .. تنــــها ... حـِــصار آغـــوش ِ تـــــو ...

آقـا اَمـیـن
آقـا اَمـیـن
در دوره

@گـلـپــری چه رسم جالبی است !!! محبتت را میگذارند پای احتیاجت … صداقتت را میگذارند پای سادگیت … سکوتت را میگذارند پای نفهمیت … نگرانیت را میگذارند پای تنهاییت … و وفاداریت را پای بی کسیت … و آنقدر تکرار میکنند که خودت باورت میشود که تنهایی و بیکس و محتاج !

این ارسال را بازنشر کرده است.
آقـا اَمـیـن
آقـا اَمـیـن
در دوره

حتی عکستم ندارم که بذارم روبروم / اونقدر نگاش کنم تا بشکنه بغض گلوم…

آقـا اَمـیـن
آقـا اَمـیـن
در دوره

اما ای کاش از جای دیگری بگذرد و همش از روی دهان ما نگذرد!

آقـا اَمـیـن
آقـا اَمـیـن
در دوره

سیگارو گذاشته بودم زیر لبام گفتم هی یارو ! آتیش داری؟ جواب داد: توی جیبم که نه! ولی تو دلم آره، به کارت می آید؟ گفتم بده همدردیم!

آقـا اَمـیـن
آقـا اَمـیـن
در دوره

می توانی بروی قصه و رویا بشوی / راهی دورترین گوشه دنیا بشوی / من و تو مثل دوتا رود موازی بودیم / من که مرداب شدم، کاش تو دریا بشوی

آقـا اَمـیـن
آقـا اَمـیـن
در دوره

@❤...كــيـــ NA ــــآ...❤ خوش به حال فرهاد تمام خاطرات تلخش شیرین است.

این ارسال را بازنشر کرده است.
آقـا اَمـیـن
آقـا اَمـیـن
در دوره

دلم را پیش خود پابند کردی / ولی گفتی تو یک دنیای دردی / غرورم را شکستی بی تفاوت / برو فکر کن همیشه خیلی مردی…