دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

بچه های دوره دوباره دور هم جمع می شن. (هر مطلبی دوست داری می تونی بزاری تا جایی که به کسی بی احترامی نکنی)
نحوۀ ارسال مطلب از طریق پیامک به گروه بر و بچز دوره :

1- ابتدا صفحه پیامک خود را باز کنید.
2- سپس قبل از نوشته مورد نظرتون داخل کروشه عدد شناسه گروه که عدد 293 می باشد را وارد کنید. بصورت [293]
3- پیامک را به شماره 30007650004444 ارسال کنید

جزئیات گروه

شناسه 293
وضعیت فعال
- گروه عادی
- دارای مالک
دسترسی گروه عمومی
- ارسال توسط اعضا
موضوع گوناگون
ارسال 61575 پست
عضو 1104 کاربر
طرفدار 111 کاربر

رتبه گروه

بر مبنای تعداد کاربر رتبه 3
بر مبنای تعداد هوادار رتبه 4
بر مبنای تعداد ارسال رتبه 1

کاربران گروه

(1100 کاربر)

مدیران گروه

(5 مدیر)

برچسب‌های کاربری

دوره
شناسه‌: 293 · گوناگون
برای مشاهده قوانین و نکات مرتبط با گروه‌ها در شبکه‌ی دنبالر اینجا کلیک کنید.
آزاده ایــرانی
آزاده ایــرانی
در دوره

اطمینان دارم که نوح بیشتر از یک جفت خر سوار کشتی کرده بود!!!! غیر از این بود دنیا تعریف دیگری داشت

آزاده ایــرانی
آزاده ایــرانی
در دوره

عذرخواهی بیش از جرأت ، نیاز به شعور داره ...

آزاده ایــرانی
آزاده ایــرانی
در دوره

یکی از دَشویی هامون چاه بستش انگار با آب فاضلاب مشکل شخصی داره اصلا نمیزاره چیزی رد بشه ولی اون یکی انگار پیمان همکاری بستن لامصب نیومده رو هوا می قاپه چاه بسته ما داریم ؟!

سید کمال
سید کمال
در دوره

تا تویی در خاطرم ، با دیگران بیگانه ام / با خیالت همنشینم ، گوشه ای زندانی ام

آزاده ایــرانی
آزاده ایــرانی
در دوره

من : مامان شام چی داریم گشنمه! مامانم خطاب به بابام : شما شام میخوری ؟ بابام : نه! مامانم خطاب به من : من که شام نمیخورم بابات هم نمیخوره ، خودت پاشو یه چیزی بخور! من ... سه تا تخم مرغ نیمرو میکنم ، میام میشینم پای سفره شروع میکنم به خوردن! بابام : نمیدونم چرا گشنه ام شد ، من فقط یکی دو لقمه میخورم خانم شما نمیخوری ؟ مامانم : من ؟ نمیدونم ... حالا یکم میخورم دیگه !!

سید کمال
سید کمال
در دوره

صبر کن ، برگرد ، چمدان هایمان اشتباه شده است ، دلم را به جای خاطراتت بردی !

سید کمال
سید کمال
در دوره

در رویاهایت جایی برایم باز کن ، جایی که عشق را بشود مثل بازی های کودکی باور کرد ، خسته شدم از بی جایی !

سید کمال
سید کمال
در دوره

بیچاره عروسک دلش میخواست زارزار بگرید ، اما خنده را بر لبانش دوخته بودند !

سید کمال
سید کمال
در دوره

حلقه ی دستانت که بر کمرم میزنی ، زیباترین اسارت زندگی من است !

سید کمال
سید کمال
در دوره

با یک گل هم “بهار” می شود ، اگر در دلمان جوانه بزند !

سید کمال
سید کمال
در دوره

ای قطار ، راهت را بگیر و برو ! دیگر نه کوه توان ریزش دارد و نه ریزعلی پیراهن اضافه ، دیگر هیچ چیز مثل سابق نیست

سید کمال
سید کمال
در دوره

گلوی آدم را باید گاهی بتراشند تا برای دلتنگی های تازه جا باز شود ، دلتنگی هایی که جایشان نه در دل که در گلوی آدم است ، دلتنگی هایی که میتوانند آدم را خفه کنند

سید کمال
سید کمال
در دوره

دلم از نبودنت پر است ، آنقدر که اضافه اش از چشمانم میچکد !

سید کمال
سید کمال
در دوره

من که از کوی تو بیرون نرود پای خیالم / نکند فرق به حالم چه برانی چه بخوانی / چه به اوجم برسانی چه به خاکم بکشانی / نه من آنم که برنجم ، نه تو آنی که برانی

سید کمال
سید کمال
در دوره

دل اگر بستی ، محکم نبند ، مراقب باش گره کور نزنی ، او میرود ، تو میمانی و یک گره کور