دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

بچه های دوره دوباره دور هم جمع می شن. (هر مطلبی دوست داری می تونی بزاری تا جایی که به کسی بی احترامی نکنی)
نحوۀ ارسال مطلب از طریق پیامک به گروه بر و بچز دوره :

1- ابتدا صفحه پیامک خود را باز کنید.
2- سپس قبل از نوشته مورد نظرتون داخل کروشه عدد شناسه گروه که عدد 293 می باشد را وارد کنید. بصورت [293]
3- پیامک را به شماره 30007650004444 ارسال کنید

جزئیات گروه

شناسه 293
وضعیت فعال
- گروه عادی
- دارای مالک
دسترسی گروه عمومی
- ارسال توسط اعضا
موضوع گوناگون
ارسال 61575 پست
عضو 1104 کاربر
طرفدار 111 کاربر

رتبه گروه

بر مبنای تعداد کاربر رتبه 3
بر مبنای تعداد هوادار رتبه 4
بر مبنای تعداد ارسال رتبه 1

کاربران گروه

(1100 کاربر)

مدیران گروه

(5 مدیر)

برچسب‌های کاربری

دوره
شناسه‌: 293 · گوناگون
برای مشاهده قوانین و نکات مرتبط با گروه‌ها در شبکه‌ی دنبالر اینجا کلیک کنید.
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
در دوره

من تمام هستیم را در نبرد با سرنوشت... در تهاجم با زمان... اتش زدم... کشتم....!

❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
در دوره

امدی جانم به قربانت ولی حالا چرا...؟؟ بی وفا حالا که من افتاده ام از پا چرا...؟ نوشدارویی و بعد از مرگ سهراب امدی سنگدل این زودتر میخواستی... حالا چرا؟ عمر ما را مهلت امروز و فردای تو نیست من که یک امروز مهمان توام....فردا چرا..؟ نازنینا ما به ناز تو جوانی داده ایم..... دیگر اکنون با جوانان ناز کن... با ما چرا؟؟ وه که با این عمرهای کوته بی اعتبار این همه غافل شدن از چون منی شیدا چرا...؟! ای شب هجران که یکدم در تو چشم من نخفت... اینقدر با بخت خواب الود من لالا چرا؟؟ اسمان چون جمع مشتاقان پریشان میکند در شگفتم من نمیپاشد زهم دنیا چرا....؟؟!! شهریارا بی حبیب خود نمیکردی سفر... این سفر راه قیامت میرود!!!! تنها چرا؟؟!!

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
در دوره

نیکی خود را فراموش کن... نیکی دیگران را فراموش نکن... بدی خود را فراموش نکن..... بدی دیگران را فراموش کن...

❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
در دوره

حالا دارم آهنگ ... ..... گوش میگم ..... هر وقت دلم میگیره این را گوش میدم .........

❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
در دوره

زندگی فرصت بس کوتاهیست........ تا بدانیم که مرگ.... اخرین نقطه پرواز پرستوها نیست..... مرگ هم حادثه است...... مثل افتادن برگ.............. که بدانیم پس از خواب زمستانی خاک.... نفس سبز بهاری جاریست........ من به اندازه زیبایی چشمان تو غمگین ماندم... و به اندازه هر برق نگاهت به نگاهی نگران...... تو به اندازه تنهایی من خوشبختی..... و به اندازه تنهایی من شاد بمان.......... و به اندازه تنهایی من....و به اندازه تنهایی من.......

❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
در دوره

ای صمیمی... ای دوست.... گاه و بیگاه لب پنجره خاطره ام می ایی... دیدنت حتی از دور اب بر اتش دل میپاشد... انقدر تشنه دیدار توام که به یک جرعه نگاه تو قناعت دارم...... دل من لک زده است گرمی دست تو را محتاجم... و دل من به نگاهی از دور طفلکی میسازد.... ای قدیمی... ای خوب... تو مرا یاد کنی یا نکنی من به یادت هستم... من صمیمانه به یادت هستم... دایم از خنده لبانت لبریز..... دامنت پر گل باد............................................

❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
در دوره

ای عشق شکسته ایم...مشکن ما را... اینگونه به خاک ره میفکن ما را........... ما در تو به چشم دوستی می بینیم ای دوست مبین به چشم دشمن ما را.........

❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
در دوره

وقتی خواستم زندگی کنم راهم را بستند.... خواستم ستایش کنم گفتند خرافات است..... خواستم عاشق شوم گفتند دروغ است...... وقتی خواستم گریستن ....گفتند دروغ است..... خواستم خندیدن....گفتند دیوانه است.............. دنیا را نگه دارید...... میخواهم پیاده شوم......!!!! دکتر شریعتی

❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
در دوره

به سه چیز تکیه نکن...... غرور.... دروغ..... و عشق.... ادمی با غرور میتازد تا پرتگاه ذلت..... با دروغ میبازد ...... و با عشق میمیرد......

❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
در دوره

من از روییدن خار سر دیوار دانستم که ناکس کس نمیگردد بدین بالانشینیها................ فعلافقط همین....

mehdi
zendan.jpg mehdi
در دوره

تمام روز سرگردان و سایه وار سایه وار و سرگردان میان اتاق ها دره های تاریک را می کاوم تمام روز سکوت از تنم بالا می رود و تاق های کور نگاهم می کنند

mehdi
mehdi
در دوره

نقــاش بـاشـی! چـقــدر می گیـری بیایی و صفحه های سیاه دلم را رنـگ کنی؟ بـعـــد بـرای دیــوار اتاق دلـــم یــــک روز آفتابی بکشی که نــــور آفتـــاب تا میـانه اتاق آمــــده باشد راستـــــی مـــن روی صـــورتــم یـــک خنــــــده می خـــواهـــم نــرخ ِ خـنـــــده که گـــــران نیســــت؟

آزاده ایــرانی
آزاده ایــرانی
در دوره

@رها نگذار هرکسی از راه رسید با ساز دلت تمرین نوازندگی کند...

این ارسال را بازنشر کرده است.
mehdi
541268_274584242624567_132904550125871_591407_1344212476_n.jpg mehdi
در دوره

دوره جنگ جهانی دوم یک افسر نازی آلمانی به پاریس آمد و از نقاشی های پیکاسو بازدید کرد. وقتی چشمش به تابلوی "گرنیکا" ی پیکاسو افتاد که درمورد جنگ جهانی دوم کشیده بود ، با آن ترکیب عجیب رنگ ها، آشوب و بی نظمی که در آن تابلو هست به پیکاسو گفت: این کار شماست؟ پیکاسو در پاسخ به او گفت: نه، این کار شماست!

آزاده ایــرانی
آزاده ایــرانی
در دوره

یه سري آدما رو نبايد بالا برد ... بايد بالا آورد ...