دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

بچه های دوره دوباره دور هم جمع می شن. (هر مطلبی دوست داری می تونی بزاری تا جایی که به کسی بی احترامی نکنی)
نحوۀ ارسال مطلب از طریق پیامک به گروه بر و بچز دوره :

1- ابتدا صفحه پیامک خود را باز کنید.
2- سپس قبل از نوشته مورد نظرتون داخل کروشه عدد شناسه گروه که عدد 293 می باشد را وارد کنید. بصورت [293]
3- پیامک را به شماره 30007650004444 ارسال کنید

جزئیات گروه

شناسه 293
وضعیت فعال
- گروه عادی
- دارای مالک
دسترسی گروه عمومی
- ارسال توسط اعضا
موضوع گوناگون
ارسال 61575 پست
عضو 1104 کاربر
طرفدار 111 کاربر

رتبه گروه

بر مبنای تعداد کاربر رتبه 3
بر مبنای تعداد هوادار رتبه 4
بر مبنای تعداد ارسال رتبه 1

کاربران گروه

(1100 کاربر)

مدیران گروه

(5 مدیر)

برچسب‌های کاربری

دوره
شناسه‌: 293 · گوناگون
برای مشاهده قوانین و نکات مرتبط با گروه‌ها در شبکه‌ی دنبالر اینجا کلیک کنید.
آقـا اَمـیـن
423878_339733472732708_191852730854117_888451_42209099_n.jpg آقـا اَمـیـن
در دوره

من آدمي رو ميشناسم كه از فرط دلتنگي به كما رفته . حرف ميزنه, راه ميره, ميخنده... اما هيچي حس نميكنه, هيـــــــچي....

سید کمال
سید کمال
در دوره

آه ، تاکی ز سفر باز نیایی ، بازآ . . . اشتیاق تو مرا سوخت کجایی، بازآ..شده نزدیک که هجران تو، مارا بکشد . . . گرهمان بر سرخونریزی مایی ، بازآ..کرده ای عهد که بازآیی و ما را بکشی . . . وقت آنست که لطفی بنمایی، بازآ..رفتی و باز نمی آیی و من بی تو به جان . . . جان من اینهمه بی رحم چرایی، بازآ..

این ارسال را بازنشر کرده است.
سید کمال
سید کمال
در دوره

چه فرقی میکند مهره ی سیاه باشم یا سفید چشمانت با اولین حرکت ماتم میکند . . .

این ارسال را بازنشر کرده است.
سید کمال
سید کمال
در دوره

بگذار بگویند خسیسم من دوستت دارم هایم را الکی خرج نمیکنم جز برای مهربانی خودت . .

این ارسال را بازنشر کرده است.
سید کمال
سید کمال
در دوره

عیبی ندارد،باز هم خودت را بزن به آن راه! خودت را که به آن راه می زنی میخواهم تمام راه های دنیا خراب شود !

سید کمال
سید کمال
در دوره

خدایا ... من دلم را صابون زدم به عشق او چرا چشمانم می سوزند؟؟ !!!

آقـا اَمـیـن
آقـا اَمـیـن
در دوره

چرا داره هی امتیاز از من کم میشه ؟

سید کمال
سید کمال
در دوره

هــر از گاهــــ ـــ ـی... فانــــوس یادتــــــ را... میان این کوچــ ـه های بـــی چراغ و بی چلچلـــــ ـــ ـه، روشن میکنمــــ... خیالت راحـــــت! من همان منـــــمــــ؛ هنوز هم در ین شبهای بی خواب و بی خاطـــــره... میان این کوچــ ــه های تاریکـــــــ پرسه میزنمـــ... اما به هیــ ــ ـچ ستارهی دیگری سلام نخواهــــــمـــ کــ ــرد......

سید کمال
سید کمال
در دوره

گرچه روزهای بی تو بودن می گذره ...! ولی من تا آخر عمرم هم از تو و هم از این روزها ... نمیگذرم!!! می فهمی؟؟.........ن........میگ.......ذ.... ..رم....!

سید کمال
سید کمال
در دوره

عاشقت خواهم ماند بی آنکه بدانی دوستت خواهم داشت بی آنکه بدانی درد دل خواهم گفت بی هیچ کلامی در تو ذوب خواهم شد بی هیچ حرارتی این گونه شاید احساسم نمی میرد

سید کمال
سید کمال
در دوره

آنقدر به دستهایت خیره شده بودی که نفهمیدی پرنده های آسمان من مدتهاست روی شانه هایت لانه کرده اند...

سید کمال
سید کمال
در دوره

خيلی ديره ؛ وقتي که تازه می فهمی اونی که از همه ساکت تر بود ، بيشتر از همه دوستت داشت ، ولی .... تو حواست به شيرين زبونی يه عشق دروغي بود ... !

سید کمال
138jxfmw8mgufd0vspc3.jpg سید کمال
در دوره

نرسیده به بعضی خاطره ها باید نوشت: آهسته به یاد بیاورید خطر ِ ریزش ِ اشک...!

سید کمال
Leili-1.jpg سید کمال
در دوره

دید مجنون را یکی صحرانورد در میان بادیه بنشسته فرد صفحه ای از خاک و انگشتان قلم مینویسد نام لیلی دم به دم چیست این مجنون شیداکیست این؟ بهرکه نامه نویسی؟ چیست این؟ گفت مشق نام لیلی میکنم خاطر خود را تسلی میکنم

سید کمال
سید کمال
در دوره

تو به تک تک لحظه های من یک بودن بدهکاری...

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.