دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

بچه های دوره دوباره دور هم جمع می شن. (هر مطلبی دوست داری می تونی بزاری تا جایی که به کسی بی احترامی نکنی)
نحوۀ ارسال مطلب از طریق پیامک به گروه بر و بچز دوره :

1- ابتدا صفحه پیامک خود را باز کنید.
2- سپس قبل از نوشته مورد نظرتون داخل کروشه عدد شناسه گروه که عدد 293 می باشد را وارد کنید. بصورت [293]
3- پیامک را به شماره 30007650004444 ارسال کنید

جزئیات گروه

شناسه 293
وضعیت فعال
- گروه عادی
- دارای مالک
دسترسی گروه عمومی
- ارسال توسط اعضا
موضوع گوناگون
ارسال 61575 پست
عضو 1104 کاربر
طرفدار 111 کاربر

رتبه گروه

بر مبنای تعداد کاربر رتبه 3
بر مبنای تعداد هوادار رتبه 4
بر مبنای تعداد ارسال رتبه 1

کاربران گروه

(1100 کاربر)

مدیران گروه

(5 مدیر)

برچسب‌های کاربری

دوره
شناسه‌: 293 · گوناگون
برای مشاهده قوانین و نکات مرتبط با گروه‌ها در شبکه‌ی دنبالر اینجا کلیک کنید.
سید کمال
سید کمال
در دوره

به غضنفر می گن ادای بچه کوچولوها رو در بیار، می شاشه تو شلوارش!

سید کمال
سید کمال
در دوره

غضنفر با نارنجك بازي ميكرده بهش ميگن : نكن ميتركه ميگه : خوب بتركه دوتا ديگه دارم !!!

سید کمال
سید کمال
در دوره

غضنفر تو اتوبوس کیسه استفراغش رو سوراخ سوراخ میکنه از شیشه میگیره بیرون, مسافرا اعتراض میکنن که بابا چرا نمیندازیش, میگه برنجاش میخوام برای مرغامون !!!

سید کمال
1.jpg سید کمال
در دوره

خنده بازار هفته...

گـلـپــری
گـلـپــری
در دوره

یدئولوژی بعضی‌ها در آرایش‌کردن همان ایدئولوژی نقاشی‌های مهدکودک است : جای سفید در صفحه باقی نذارید !

سید کمال
سید کمال
در دوره

می خواهم برگردم به روزهای کودکی آن زمان ها که : پدر تنها قهرمان بود عشــق، تنـــها در آغوش مادر خلاصه میشد بالاترین نــقطه ى زمین، شــانه های پـدر بــود بدتـرین دشمنانم، خواهر و برادر های خودم بودند تنــها دردم، زانو های زخمـی ام بودند. تنـها چیزی که میشکست، اسباب بـازیهایم بـود و معنای خداحافـظ، تا فردا بود...!

سید کمال
Photo-Skin_ir-Baby164.jpg سید کمال
در دوره

دیشبــــ سایه خاطراتتــــ سنگینے میکرد بر هُجومــِ لحظه ـهآیم لحظه ـهآیے که پُر از نبودنتـــ شده !

آزاده ایــرانی
آزاده ایــرانی
در دوره

تو ایران خط های عابر پیاده به دو دلیل کشیده شده اند: یکی برای قشنگی خیابون ها و دیگری برای مسخره کردن کسایی که از روشون رد میشن!!

سید کمال
سید کمال
در دوره

تظاهر... دیگر حالم از این واژه به هم میخورد... همه چیزت را دوست دارم الا تظاهر لعنتیت به دوست داشتنم را

خــــاله سمانـــــه
خــــاله سمانـــــه
در دوره

کوتاه ترین قصه ی دنیا : رفت...!

آقـا اَمـیـن
آقـا اَمـیـن
در دوره

خوش به حال آسمون که هر وقت دلش بگیره بی بهونه می باره … به کسی توجه نمی کنه … از کسی خجالت نمی کشه … می باره و می باره و … اینقدر می باره تا آبی شه … ‌آفتابی شه…!!! کاش … کاش می شد مثل آسمون بود … کاش می شد وقتی دلت گرفت اونقدر بباری تا بالاخره آفتابی شی … بعدش هم انگار نه انگار که بارشی بوده … انگار نه انگار که غمی بوده … همه چیز فراموشت بشه …!!! کاش می شد

این ارسال را بازنشر کرده است.
خــــاله سمانـــــه
خــــاله سمانـــــه
در دوره

چــه زود سهـم روزهــای خــوب " یــــــــــــادش بخــیـــــــــر" می شـود.

آقـا اَمـیـن
3Jokes_Love_52.jpg آقـا اَمـیـن
در دوره

رنگ رُخســآرَت تغیـــیر میکنــَد و صــِدای قــَلبـَت اَبرویــَت را به تــآراج میبــَرد،.. مــهـم نیــست که او مـآل تــو بــآشــَد... مــهــِم این استــ که فـــَقــَط بــــآشـَد زِندگیـــ کــُند، لــِذَت ببرَد و نــَفــَس بـــکشــَد...

این ارسال را بازنشر کرده است.
kamran
kamran
در دوره

پیرمرد خسته کنار صندوق صدقه ایستاد . دست برد و از جیب کوچک جلیقه اش سکه ای بیرون آورد . در حین انداختن سکه متوجه نوشته روی صندوق شد " صدقه عمر را زیاد می کند" منصرف شد.

❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
در دوره

مهربانی را وقتی دیدم که کودکی خورشید را در دفتر نقاشیش سیاه کشید تا پدر کارگرش زیر نور آفتاب نسوزد