دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

بچه های دوره دوباره دور هم جمع می شن. (هر مطلبی دوست داری می تونی بزاری تا جایی که به کسی بی احترامی نکنی)
نحوۀ ارسال مطلب از طریق پیامک به گروه بر و بچز دوره :

1- ابتدا صفحه پیامک خود را باز کنید.
2- سپس قبل از نوشته مورد نظرتون داخل کروشه عدد شناسه گروه که عدد 293 می باشد را وارد کنید. بصورت [293]
3- پیامک را به شماره 30007650004444 ارسال کنید

جزئیات گروه

شناسه 293
وضعیت فعال
- گروه عادی
- دارای مالک
دسترسی گروه عمومی
- ارسال توسط اعضا
موضوع گوناگون
ارسال 61575 پست
عضو 1104 کاربر
طرفدار 111 کاربر

رتبه گروه

بر مبنای تعداد کاربر رتبه 3
بر مبنای تعداد هوادار رتبه 4
بر مبنای تعداد ارسال رتبه 1

کاربران گروه

(1100 کاربر)

مدیران گروه

(5 مدیر)

برچسب‌های کاربری

دوره
شناسه‌: 293 · گوناگون
برای مشاهده قوانین و نکات مرتبط با گروه‌ها در شبکه‌ی دنبالر اینجا کلیک کنید.
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
در دوره

در جایی که زبان قادر به گفتن نیست بیا از کلام دیدگان استفاده کنیم بیا با چشمان هم صحبت کنیم جایی که نشانی از دروغ نیست چیزی که موجی از حقیقت پس بیا با هم به سخن پردازیم

❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
در دوره

همیشه برای کسی بخند که میدونی بخاطر تو شاد میشه ... واسه کسی گریه کن که میدونی وقتی غصه داری واشک میریزی برات اشک میریزه.... برای کسی غمگین باش که در غمت شریکه... عاشقه کسی باش که دوستت داشته باشه

❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
در دوره

فرودستان ، در بهترین هنگامه هم ، بهانه های فراوان ، برای انجام ندادن کار های خویش دارند

❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
در دوره

درشت ترین گردوها آنهایی هستند که تو خالی اند!

❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
در دوره

فرشته ای از سنگ پرسید : چرا مانند خاک از خدا نمی خواهي که از توانسان بسازد ؟ سنگ تبسمی کرد و گفت : هنوز آنقدر سخت نشده ام که مستحق چنین خواسته ای باشم

❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
در دوره

آموخته ایم که قلب هرکس به اندازه مشت بسته اوست اما ... حقيقت این است که قلب هرکس به اندازه دست باز اوست هنگامیکه مهربانی را بیدریغ تقسیم می کند. پس قلب هایی است که نه به اندازه مشت بسته که به اندازه انگشتا نه ای نیز گنجایش ندارد و قلب هایی نیز هست که یک دشت وسعت دارد. اگر می خواهی بدانی که اندازه قلبت چقدر است به دستت نگاه کن! آنگاه که مهربانی و سخاوت در دستانت جاریست

❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
در دوره

شايد خطا كردم ... و تو بي آن كه فكرغربت چشمان من باشي ... نمي دانم كجا تا كي براي چه ولي رفتي ... و بعد از رفتنت باران چه معصومانه مي باريد ...

❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
در دوره

خدایا شاید مرا دیگر فردایی نباشد. پس امروز را به من ببخش تا آنرا در هوای تو سر کنم. شاید دیگر الهامی نباشد تا باز از تو گویم پس بگذار در تکرار سخن آخر بمانم و در جایی که جز من و تو کس دیگری نیست خود را از آن تو بدانم که تو مرا برای خود آفریدی زندگی را با نگاهی بمن آموختی و مرا در مرگ دریافتی و تو با صداقت بمن گفتی دنیا بی مهر است . تو از وفای جهان دیگری گفتی پس مجموعه ای از مهرت تردید مرا شکست ودرملک تو از غیرتو بی نیاز گشتم ای آنکه تولدم را بمن بخشیدی جز زندگی چه دارم که در پایت بریزم

آزاده ایــرانی
آزاده ایــرانی
در دوره

دلم می خواست زمان را به عقب باز می گرداندم نه برای اینکه آنهایی که رفتند را باز گردانم.... برای اینکه نگذارم بیایند !!

این ارسال را بازنشر کرده است.
آزاده ایــرانی
آزاده ایــرانی
در دوره

مرداب از رود پرسید : چگونه زلال شدی ؟ رود گفت: من گذشتم تو هم بگذر !

آزاده ایــرانی
آزاده ایــرانی
در دوره

وقتی عشق در زد ؛ زود باز نکنید .... بعضیها مثل بچه ها زنگ و میزنن و فرار میکنن ... !!! پ ن : حواست باشه اونقدر هم معطل نکنی که فکر کنه کسی خونه نیست

این ارسال را بازنشر کرده است.
آزاده ایــرانی
آزاده ایــرانی
در دوره

قشنگههههههههه (لعنت به بعضی خاطرات که مثل مینهای عمل نکرده توی روحت کاشته شده اند ! با یک حرف می ترکوننت. )

این ارسال را بازنشر کرده است.
گـلـپــری
گـلـپــری
توسط موبایل در دوره

جاي احتمالاً '' " است !

kamran
kamran
در دوره

گفتند : «کلاغ»، شادمان گفتم : «پر» گفتند : «کبوترانمان»، گفتم : «پر» گفتند : «خودت»، به اوج اندیشیدم در حسرت رنگ آسمان گفتم : «پر» گفتند : «مگر پرنده ای؟»، خندیدم گفتند : «تو باختی» و من رنجیدم در بازی کودکان فریبم دادند احساس بزرگ پر زدن را چیدم آنروز به خاک آشنایم کردند از نغمه پرواز جدایم کردند آن باور آسمانی از یادم رفت در پهنه این زمین رهایم کردند گفتند : «پرنده» ، گریه ام را دیدند دیوانه خاک بودم و فهمیدند گفتم که «نمی پرد» ، نگاهم کردند بر بازی اشتباه من خندیدند ...

kamran
kamran
در دوره

قسم به بوسه آخر ،قسم به تيرخلاص قسم به خون شقايق ،نشسته بر تن داس قسم به آتش پنهان، به زير خاكستر قسم به ناله مادر، قسم به بغض پدر قسم به مشت برادر، قسم به خشم رفيق قسم به شعله كبريت و قسم به خواب پليد قسم به بال پرستو، به عطر فروردين قسم به نبض ترانه، قسم به خاك زمين كه خون بهاي تو خون سياه جلاد است سكوت دامنه در انتظار فرياد است كه خون بهاي تو اتمام اين زمستان است طنين نام تو در ذهن هر بيابان است