دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

بچه های دوره دوباره دور هم جمع می شن. (هر مطلبی دوست داری می تونی بزاری تا جایی که به کسی بی احترامی نکنی)
نحوۀ ارسال مطلب از طریق پیامک به گروه بر و بچز دوره :

1- ابتدا صفحه پیامک خود را باز کنید.
2- سپس قبل از نوشته مورد نظرتون داخل کروشه عدد شناسه گروه که عدد 293 می باشد را وارد کنید. بصورت [293]
3- پیامک را به شماره 30007650004444 ارسال کنید

جزئیات گروه

شناسه 293
وضعیت فعال
- گروه عادی
- دارای مالک
دسترسی گروه عمومی
- ارسال توسط اعضا
موضوع گوناگون
ارسال 61575 پست
عضو 1104 کاربر
طرفدار 111 کاربر

رتبه گروه

بر مبنای تعداد کاربر رتبه 3
بر مبنای تعداد هوادار رتبه 4
بر مبنای تعداد ارسال رتبه 1

کاربران گروه

(1100 کاربر)

مدیران گروه

(5 مدیر)

برچسب‌های کاربری

دوره
شناسه‌: 293 · گوناگون
برای مشاهده قوانین و نکات مرتبط با گروه‌ها در شبکه‌ی دنبالر اینجا کلیک کنید.
گـلـپــری
گـلـپــری
در دوره

وسعت دوست داشتن همیشه گفتنی نیست، گاه است و گاه . . . . . . .

این ارسال را بازنشر کرده است.
گـلـپــری
گـلـپــری
در دوره

@آناهیتا به یک‏ جایی از زندگی که رسیدی می فهمی رنج را نباید امتداد داد باید مثل یک چاقو که چیزها را می‏برد و از میانشان می‏گذرد از بعضی آدم‏ها بگذری و برای همیشه تمامشان کنی.

این ارسال را بازنشر کرده است.
گـلـپــری
گـلـپــری
در دوره

اونی که زود میرنجه زود میره، زود هم برمیگرده. اما اونی که دیر میرنجه دیر میره، اما دیگه برنمیگرده.

سید کمال
سید کمال
در دوره

خنده ام می گیرد وقتی پس از مدت ها بی خبری بی آنکه سراغی از این دل آواره بگیری می گویی:دلم برایت تنگ است یا مرا به بازی گرفته ای یا معنی واژه هایت را خوب نمی دانی... دلتنگی ارزانی خودت من دگر دلم را به خداسپرده ام

سید کمال
سید کمال
در دوره

می خواهم گریه کنم! وقتی که زبانت می گیرد و مرا- لحظه ای- "شما" خطاب می کنی "من"فاصله "شما"را با "تو" چگونه باید پر کنم؟

سید کمال
سید کمال
در دوره

از "تو" بدم می آید! ببخشید! از واژه ی "تو" چه می شد اگر همه شعر های "من" با "تو "آغاز نمی شد؟!

سید کمال
سید کمال
در دوره

نازنینم! تو سنگی! و من یک تکه شیشه! "سنگ بودن تو" شاید که شوخی باشد "ولی شکستن من" جدی است!

سید کمال
سید کمال
در دوره

...دیگر نمی خواهم ببینمت! "عکس خیالی تو" کافی ست در قاب دلم... دوست داشتنش را بیشتر باور دارم وقتی "دستانش"را لمس نمی کنم

سید کمال
سید کمال
در دوره

با من حرف نمی زنی؟باشد پاسخ پرسشم نمی دهی؟باشد می نویسم روی کاغذ.اما جوابم را بده "دوستم داری"؟ تو هم تکرار کن روی کاغذ که :"دوستم داری؟!"

سید کمال
سید کمال
در دوره

می ترسم می ترسم که بازی تمام شود! -لحظه ی دیدار- دستانم را پنهان می کنم مبادا بفهمی همه چیزم را باخته ام!

سید کمال
سید کمال
در دوره

...در انتهای جاده چشم در راه منتظر ماندم تا چشم هایم تمام شد!! تو این بار آغازم کن

سید کمال
سید کمال
در دوره

گاهی .. زندگی یعنی دوست داشتن تو بی هیچ امیدی !!!

سید کمال
سید کمال
در دوره

صندلی خالی ... لیوانهای پر از شراب گلهای تازه ... سیگارهای نیمه ... تو رفته ای یا هنوز نیامده ای ؟!!!

سید کمال
سید کمال
در دوره

نمـــی دانـم چــــرا ؟! ایـن روزهــــا در جـــواب هـــركــــه از حـــالم مـــی پرســــد تـــا مــــی گویــــم ... " خوبــــــــم " چشمـــــانم خیس مــــی شـــــود ... !

این ارسال را بازنشر کرده است.
آزاده ایــرانی
آزاده ایــرانی
در دوره

فقط یه ایرانی میتونه با پوست پرتقال و لوله ی خودکار اسلحه ی گرم بسازه! یاد بچگی هامون بخیر,چه دورانی بود