دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

بچه های دوره دوباره دور هم جمع می شن. (هر مطلبی دوست داری می تونی بزاری تا جایی که به کسی بی احترامی نکنی)
نحوۀ ارسال مطلب از طریق پیامک به گروه بر و بچز دوره :

1- ابتدا صفحه پیامک خود را باز کنید.
2- سپس قبل از نوشته مورد نظرتون داخل کروشه عدد شناسه گروه که عدد 293 می باشد را وارد کنید. بصورت [293]
3- پیامک را به شماره 30007650004444 ارسال کنید

جزئیات گروه

شناسه 293
وضعیت فعال
- گروه عادی
- دارای مالک
دسترسی گروه عمومی
- ارسال توسط اعضا
موضوع گوناگون
ارسال 61575 پست
عضو 1104 کاربر
طرفدار 111 کاربر

رتبه گروه

بر مبنای تعداد کاربر رتبه 3
بر مبنای تعداد هوادار رتبه 4
بر مبنای تعداد ارسال رتبه 1

کاربران گروه

(1100 کاربر)

مدیران گروه

(5 مدیر)

برچسب‌های کاربری

دوره
شناسه‌: 293 · گوناگون
برای مشاهده قوانین و نکات مرتبط با گروه‌ها در شبکه‌ی دنبالر اینجا کلیک کنید.
سید کمال
سید کمال
در دوره

اومدم بگم مثل بارون بهاري پاك و زلالي ديدم تو مثل هيچ كسي نيستي اومدم بگم مثلخورشيد گرم و روشني ديدم مثل اونم نيستي اومدم بگم مثل دريا وسيعي ديدم دريا خيلي كوچيكه تو مثل اونم نبودي اومدم بگم مثل كوهي ديدم كوه استقامت در مقابل تو كم مياره ديدم كوهم نيستي بالاتر از اوني اومدم بگم مثل آسمون آبي آبي آبي هستي ديدم آسمون آبي در مقابل تو بي رنگه تو مثل هيچ كسي نيست تو فقط و فقط مثل خودتي . خود خود خودت دوستــــــــــــــــت دارم

این ارسال را بازنشر کرده است.
سید کمال
سید کمال
در دوره

عشق تو همه ی هستی ام رو ازم گرفت،تو عاشق نبودی،توو وجودت فقط هوس بود و بس! خوتو سیراب کردی و رفتی... و من ماندم با یه دنیا حسرت............

این ارسال را بازنشر کرده است.
سید کمال
سید کمال
در دوره

می بینی؟ دیگر تنها نیستم! جای تو را بغض پر کرده است...

این ارسال را بازنشر کرده است.
سحر
سحر
در دوره

شمع می سوزد و پروانه به دورش نگران ، ما که می سوزیم و پروانه نداریم چه کنیم.

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
سحر
سحر
در دوره

جریان چیه که جسد اونایی که ادعا میکنن برای ما میمیرن ، هیچوقت پیدا نمیشه !؟

این ارسال را بازنشر کرده است.
سید کمال
سید کمال
در دوره

امروز تنها بهانه ی من ... در هجوم این همه دلتنگی !... درک حضور مهربانی توست ..!

سید کمال
سید کمال
در دوره

من در صبوريِ تو- تا عشــــــق زنده باشد- باور بكن عزيـــــــزم چون كوه ِ استوارم شايد تنِ نحيفم با درد مـــــــرده باشد اما از عشق و از تـــــــــو، من شِكوه اي ندارم

سحر
سحر
در دوره

چراغ دوستی تو در فلب من روشنه ، حتی در ساعات اوج مصرف !

سید کمال
سید کمال
در دوره

حالا كه رفته ای ساعتها به اين می *انديشم كه چرا زنده ام هنوز؟ مگر نگفته بودم كه بی تو می*ميرم؟ خدا يادش رفته است مرا بكشد يا تو قرار است برگردی؟!

سید کمال
سید کمال
در دوره

من مانده ام و انبوهی از اندوه و تو بهانه ی چشمانم کمی آرام تر از دیدگانم جدا شو....

سحر
سحر
در دوره

اگر قرار باشد من هم مثل ژول ورن دور دنیا را در هشتاد روز بچرخم ، ترجیح میدهم دور تو بچرخم ، چون تو دنیای منی .

سحر
سحر
در دوره

از عشق گفتم ، گفتی میدونم . از غم گفتم ، گفتی میدونم . از دلتنگی میگم که نمیدونی . . .

سید کمال
سید کمال
در دوره

نمی دانم گناه توست يا عيب چشمهای من؟! اينکه بعد از تو تمام عالم از چشمم افتاده اند ...

سید کمال
سید کمال
در دوره

برای من سقفی نساز من به سایت راضیم برای من سقفی نساز بین ما دیوار نیست بی تو هر سقفی برام کمتر از آوار نیست جاده ها رو پشت تو سمت غربت میکشم من برای این زندگی حاضرم آواره شم حاضرم تمام عمر پشت سایت سر کنم من برای بودنت حاضرم خطر کنم من برای بودنت حاضرم خطر کنم

سید کمال
سید کمال
در دوره

من از عشق خواندم و دادگاهی شدم..... مرا به جرم عاشقی محکوم کردند..... اشک ریختم که بی گناهی ام را ثابت کنم... ولی حیف که جرمم را سنگین شمردند... برایم حکم بریدند ... اشک نریز... چند روز طاقت آوردم و بعد اشک ریختم... مرا به انفرادی بردند.... حالا من ماندم و عشقی که از سرم نرفت و ترس.... ترس از این که اگر عفو دادگاه دلت شاملم شود چه کنم؟؟؟