دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

بچه های دوره دوباره دور هم جمع می شن. (هر مطلبی دوست داری می تونی بزاری تا جایی که به کسی بی احترامی نکنی)
نحوۀ ارسال مطلب از طریق پیامک به گروه بر و بچز دوره :

1- ابتدا صفحه پیامک خود را باز کنید.
2- سپس قبل از نوشته مورد نظرتون داخل کروشه عدد شناسه گروه که عدد 293 می باشد را وارد کنید. بصورت [293]
3- پیامک را به شماره 30007650004444 ارسال کنید

جزئیات گروه

شناسه 293
وضعیت فعال
- گروه عادی
- دارای مالک
دسترسی گروه عمومی
- ارسال توسط اعضا
موضوع گوناگون
ارسال 61575 پست
عضو 1104 کاربر
طرفدار 111 کاربر

رتبه گروه

بر مبنای تعداد کاربر رتبه 3
بر مبنای تعداد هوادار رتبه 4
بر مبنای تعداد ارسال رتبه 1

کاربران گروه

(1100 کاربر)

مدیران گروه

(5 مدیر)

برچسب‌های کاربری

دوره
شناسه‌: 293 · گوناگون
برای مشاهده قوانین و نکات مرتبط با گروه‌ها در شبکه‌ی دنبالر اینجا کلیک کنید.
گـلـپــری
گـلـپــری
در دوره

بر خاک بخواب نازنین،تختی نیست. آواره شدن ,حکایت سختی نیست. از پاکی اشکهای خود فهمیدم . لبخند همیشه راز خوشبختی نیست

آقـا اَمـیـن
آقـا اَمـیـن
در دوره

@آقـا اَمـیـن از تاکسی پیاده می شه درو محکم می بنده می گه پدر سگ خودتی. راننده می گه من که چیزی نگفتم. @آقـا اَمـیـن می گه بعدا که می گی

آقـا اَمـیـن
آقـا اَمـیـن
در دوره

دونفر نشسته بودن قاشق قاشق ماست توي رود خونه مي ريختن. غضنفر رد مي شه می پرسه چيکار مي کنيد؟ مي گن داريم دوغ درست مي کينيم. غضنفرميگه خاک بر سرتون... خوب همين کارا را مي کنيد که همه ميگن خرین...آخه اين همه دوغ رو کي مي خوره؟

گـلـپــری
گـلـپــری
در دوره

همیشه دوست داشتم ابر باشم چون ابر انقدر شهامت داره که هر وقت دلش میگیره جلوی همه گریه کنه

گـلـپــری
گـلـپــری
در دوره

سهراب ،گفتی چشمها را باید شست ! شستم ولی..... گفتی جور دیگر باید دید! دیدم ولی..... گفتی زبر باران باید رفت ! رفتم ولی او نه چشم های خیس و شسته ام را ،نه نگاه دیگرم را هیچکدام را ندید .فقط در زیر باران با طعنه ای خندید و گفت : دیوانه باران زده

آقـا اَمـیـن
آقـا اَمـیـن
در دوره

دوتا زانتیا با هم ازدواج میکنن بچه شون ژیان میشه . . . . . . ازدواج فامیلی همینه دیگه

آقـا اَمـیـن
آقـا اَمـیـن
در دوره

@آزاده ایــرانی ميره کتابخونه کتابشو پس بده. کتابدار ازش مي پرسه کتاب چطور بود؟ @آزاده ایــرانی ميگه : شخصيت زياد داشت ولي داستان و محتوا نداشت! کتابدار میگه دفتر تلفن من دست تو چيکار مي کنه؟

آقـا اَمـیـن
آقـا اَمـیـن
در دوره

@گـلـپــری را چگونه براي هميشه مي‌شود سر كار گذاشت؟ در دو روي يك كاغذ مي‌نويسم: «لطفاً بچرخانيد»

این ارسال را بازنشر کرده است.
آقـا اَمـیـن
آقـا اَمـیـن
در دوره

دو تا ماشين با هم تصادف مي‌كنند. افسر مياد و مي‌پرسه: كدومتون مقصر بوديد؟ حیف نون ميگه: والله من خواب بودم، نديدم از ايشون بپرسيد.

این ارسال را بازنشر کرده است.
آقـا اَمـیـن
آقـا اَمـیـن
در دوره

به حیف نون یه اتوبوس می دن می گن اینو پارکش کن. می ره صندلی هاشو درمیاره به جاش درخت می کاره!

امیر رباب پور درخشان
امیر رباب پور درخشان
در دوره

اخلاص به چاکه پیراهن نیست – اینجا دله پاره می پسندند ..

این ارسال را بازنشر کرده است.
امیر رباب پور درخشان
امیر رباب پور درخشان
در دوره

گناه اول ما افتتاح پنجره بود - گناه دیگر ما انهدام دیوار...

این ارسال را بازنشر کرده است.
امیر رباب پور درخشان
1.jpg امیر رباب پور درخشان
در دوره

روی کف دستم با خون نوشتم که تویی و می مونی تنها عشقم

این ارسال را بازنشر کرده است.
علي علي
علي علي
در دوره

سلام.........................اگر انسان ها بدانند ، فرصت با هم بودن شان محدود است ، محبت شان نسبت به هم نامحدود می شود

گـلـپــری
گـلـپــری
در دوره

سلام من به پیچکی که صبح دست سبز او به سوی آسمان بی کران دراز می شود . . . سلامممممممممم بچه ها